آخرین خبرها

فشارهای سیاسی- اقتصادی آمریکا و نتایج آن!

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا سرانجام برای اثبات ادعا و طفره نرفتن از دشمنی خود با برجام سرانجام آنچه که انتظار می‌رفت، از خود نشان داد و با اجرای تحریم‌های جدید علیه ایران موسوم به کاتسا، وارد صحنه مناقشه و مبارزه سیاسی بین‌المللی با ایران شد. بر اساس این تحریم‌ها دسترسی ایران به سیستم مالی آمریکا قطع می‌شود و هر شخص و یا نهادی که بتواند با سپاه پاسداران و ارگان‌های وابسته به آن وارد معامله شود، دچار تحریم اقتصادی آمریکا خواهد شد.
این در شرایطی است که آمریکا از تهدیدهای متنوع علیه برجام سودی حاصل نکرده و به نهایت به بهانه تولید و وجود موشک‌های دور برد ایران دست به این کار زده است و با تصویب قانون در مجلس نمایندگان آمریکا و سپس سنا تصمیم دارد ایران را از طرق دیگری وارد فشار سیاسی- اقتصادی قرار دهد و فضای ناامنی و شوک اقتصادی را بر بازار ایران و حتی سرمایه‌گذاران اروپایی وارد آورد.
در حقیقت آمریکا در برابر اظهارات رؤسای کشورهای اروپایی و طرفین امضاء کننده برجام و هم‌چنین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی دستش خالی از هر نوع اتهام‌زنی شد و به ناچار چنین روشی را در پیش روی ایران و حتی اروپاییان نهاد.

طبیعی است که شرکت‌های تجاری و اقتصادی اروپایی در این قضیه به نسبتی تحت تأثیرات نگرانی‌های اقتصادی آینده شده و در تزریق سرمایه به ایران با کندی عمل خواهند کرد. ولی در همین حال ترزا می، نخست وزیر انگلستان و مکرون، نخست وزیر فرانسه بار دیگر در روز جمعه بر پایبندی کامل ایران به برجام و روح آن تأکید ورزیده و نهایت حمایت و حفاظت خود از این معاهده را اعلام داشتند که همین ابراز نظر می‌تواند بر مسوولان اقتصادی بنگاه‌های اروپایی ایجاد اطمینان کند.
حال سئوال این است که ترامپ چرا وارد چنین خصومت یک طرفه می‌شود که حتی در برابرش دوستان اروپایی را نیز وادار به چالش رفتاری و فکری می‌کند؟
کنگره آمریکا که مرکب از محافظه کاران جمهوری‌خواه آمریکاست یقین می‌دانند که با شرایط موجود جهانی و ایجاد خلاهای سیاسی در پهندشت سیاست بین‌الملل و بسترسازی ناخواسته در برتریت روسیه در معادلات سیاسی جهانی کشور را دچار بحران جدی کرده و برای این‌که در دوران ترامپ بتوانند قدرت مانور و احیای وجهه سیاسی- اجتماعی را در ایالات متحده آمریکا محقق سازند، تلاش دارند در حمایت ترامپ و در راستای خواسته‌های وی عمل نمایند. البته ناگفته پیداست که خواسته‌های ترامپ نیز غالباً بر گرفته از روحیات جمهوری خواهان کنگره و سنای آمریکاست. آنان به این امر باور دارند که پایان عمر اقتدار ترامپ در چنین شرایطی به پایان پیروزی آنان در رقابت‌های میان حزبی در انتخابات آتی آمریکا خواهد شد و دمکرات‌ها جای آنان را خواهند گرفت. لذا حمایت از ترامپ و به پیروزی رساندن خاستگاه‌های وی به نوعی احیای حزب جمهوری‌خواه آمریکاست. از سوی دیگر اعضای کنگره می‌دانند که تصویب قوانین تحریمی جدید علیه ایران به نوع خود نمی‌تواند مانند گذشته به عنوان مکانیزم تمام‌عیار کارساز باشد. زیرا در تحریم‌های قبلی شورای امنیت و اجماع جهانی وجود داشت و این بار آمریکا منحصرانه عمل می‌کند. از این‌رو چنین تحریم‌هایی را پیش درآمد آماده‌سازی ایران و فشار بر پایگاه فکری سیاست ایران برای ادامه مذاکرات در دیگر باب‌های مورد درخواست آمریکا باید تلقی کرد.
به طوری که رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در اظهارات اخیر خود نتوانست ایران را به عنوان خاطی برجام معرفی کند و با ادعای این‌که ایران، حامی تروریسم، ناقض حقوق بشر و …است، سعی در فضاسازی علیه ایران کرد. اما در جای دیگر وقتی اظهارات سریح وی را در این باب که ایران بر مواضع قدرتی خود در خاورمیانه ادامه می‌دهد و میخواهد از طریق عراق و سوریه به نزدیکی اسرائیل برسد و میدان مبارزه و عملکرد سیاسی را وسعت دهد، آنگاه در می‌یابیم که ناخرسندی و شکم درد آمریکا از چیست و برای چه در صدد اعمال تحریم‌های جدید میباشد. آمریکا در شرایط کنونی دست به مبارزه بر علیه هژمونی ایران می‌زند و زمانی که وحدت کلام و تصمیمات راهبردی را میان ایران، ترکیه و روسیه و حتی در سفر اخیر الهام علی اوف به ایران می‌بیند که می‌رود در مسیر قفقاز نیز موانعی را برابر اهداف استراتژیک آمریکا ایجاد کند، به وضوح می‌توانیم دلیل خشم آمریکا را درک کنیم.
آمریکا می‌داند که در برابر حمایت چین، فرانسه، آلمان، روسیه، بریتانیا و حتی اتحادیه اروپا از برجام، نخواهد توانست راه به جایی ببرد. حتی در این بین علی‌رغم این‌که تحریکات لازم را در میان کشورهای حوزه خلیج‌فارس بر علیه ایران به‌کار بست، ولی در دیدار پادشاه عربستان از روسیه و درخواست خرید سیستم دفاع اس- ۴۰۰ و عقد قراردهای تسلیحاتی میلیاردی از روسیه، دولت آمریکا را بر آن داشته است که فشارها را بر ایران وارد ساخته و با جو سازی داخلی بلکه مسوولین سیاسی ایران را وارد باب مذاکرات سازد و از این طریق در زمان صدرات ترامپ، جمهوری خواهان وارد معامله بشوند و با حل بحران خود با ایران آبروی سیاسی مهیا ساخته و سیاست به بن‌بست رسیده فعلی را به مسیر اصلی بازگردانند. زیرا هر اندازه که دشمنی با ایران فزونی می‌گیرد و یا سلاطین منطقه از حمایت و ادعاهای آمریکا علیه ایران ناامید می‌شوند، به همان میزان بر وسعت خلاء سیاسی- اقتصادی- نظامی آمریکا افزوده شده و فرصت به دست روسیه می‌افتد و این برای آینده آمریکا به غیر از ورشکستگی سیاسی و قدرتی چیزی نمی‌تواند در بر داشته باشد.
آمریکا بر این است که تغییرات رفرمی در زمینه مسائل فرهنگی- اجتماعی و سیاسی در ایران را شاهد باشد تا با ادعای این‌که ایران وارد مرحله مدرنیزه شده است؛ بسترهای تعامل و تمایل به ایجاد مناسبات را فراهم آورد. عقلای سیاسی آمریکا معترف به این هستند که آمریکا در سال‌های گذشته در حمایت از کودتا بر علیه دولت ملی و هم‌چنین تحرکات دشمنانه از اوایل انقلاب تاکنون موجبات بی‌اعتمادی را فراهم آورده‌اند و برای رهایی از این فضاء نیاز است که دو گزینه را پیش روی قرار دهند. ۱) با ادعای این‌که مایل به براندازی رژیم ایران هستند و در این راستا فشارهای متعدد اقتصادی- سیاسی را برای تحریم فضای داخلی صد چندان کنند. ۲) ایران را مجبور به تغییر رویکرد در کشورهای عراق، سوریه، یمن و عدول از ارکان سیاست بین‌المللی خود ساخته و یا به نحوی ادبیات سیاسی ایران را در برابر اسرائیل تغییر دهند و حتی تا حدودی تعدیل سازند.
ناگفته پیداست که ایران به هیچ‌وجه در برابر موفقیت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای فعلی خود تغییر رفتاری نخواهد داشت و منطقی هم نیست. ایران نمی‌تواند در حال حاضر در برابر تمایلات ژئو استراتژیک عربستان سعودی و بالاخص اسرائیل سکوت کند. لذا تنها گزینه اول برای آمریکا باقی می‌ماند که آن هم در صورت ادامه سیاست‌های عقلانی از سوی کشورمان در راستای احیای زیر‌ساخت‌های اقتصادی با کشورهایی مثل چین و روسیه و اروپا خواهد توانست چمبره آمریکا را رو به اضمحلال ببرد. آمریکا خود می‌داند که با کشوری ۸۰ میلیونی با قابلیت رشد اقتصادی و نفوذ رو به تزاید منطقه‌ای مثل ایران نمی‌تواند برای همیشه سر ستیز داشته باشد. هم‌چنان که ایران نیز برای در نوردیدن مرزهای ترقی خود و تعامل جهانی نمی‌تواند همیشه سر خصم با آمریکا داشته باشد. لذا مهم‌ترین کار از بین بردن دیوار بی‌اعتمادی است که این دیوار ابتدا باید از سوی آمریکا تخریب شود.
نتیجه در یک کلام این‌که، تحریم‌های کنونی آمریکا علیه ایران نگران‌کننده و کارساز نیست ولو تأثیرات اندکی می‌تواند داشته باشد.

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.