آخرین خبرها

آنالیزی در مورد پایان عملیات سپر فرات ترکیه

اوایل سال جاری تحولاتی که در اطراف کشورمان و منطقه رخ داد از دیدگاه ارزیابی روابط بین‌الملل بسی حائز اهمیت است. به طوری‌که سفر رئیس جمهورمان به مسکو و امضای ۱۴ تفاهم نامه مهم میان ایران و روسیه و از سویی ادامه مذاکرات حل بحران سوریه و نتایج حاصل از ژنو ۵ از جمله مسائلی است که نباید از کنار آنها بدون دقت نظر عبور کرد. اما مهم‌ترین بخش از تحولات در منطقه پایان یافتن عملیات سپر فرات به توسط ترکیه در خاک سوریه است که به نوعی غیر مستقیم هم به مذاکرات حل بحران سوریه مربوط می‌شود و هم در ابعاد سیاسی- امنیتی یکی از محورهای مهم قابل تعقیب در مناسبات میان ایران- روسیه- ترکیه بر سر مسایل سوریه است.

ترکیه که عملیات سپر فرات را در ۲۴ آگوست ۲۰۱۶ با اهداف تأمین امنیت مرزی، مبارزه با داعش و تهدیدات آن و فراهم آوردن زمینه امنیتی برای بازگشت آوارگان سوری آغاز کرده بود در ۲۹ مارس یعنی هشتم فروردین سال جاری بر اساس تصمیم شورای امنیت ملی با ریاست اردوغان خاتمه یافته اعلام نمود. آنچه در ارزیابی این عملیات برای ما مهم است، ابعاد مثبت و منفی آن از نظر سیاسی است نه عملیاتی. به راستی چرا عملیات سپر فرات با آن همه هزینه وخسارت پایان یافت؟

گرچه از دیدگاه ترک‌ها، چنین عملیاتی به واسطه دور کردن تهدیدات داعش از مرزها و نابود کردن موجودیت این گروه تروریستی در مثلث الباب- جرابلس- الراعی با تصرف جرابلس و پاکسازی مناطق میان جرابلس و الزاعی کارساز بوده و حتی دور ساختن کنترل کردهای سوری از پیشروی در منطقه غرب فرات به منزله پیروزی برای ارتش ترکیه به شمار می‌رود ولی از جهات سیاسی چندان هم منافعی برای ترکیه در بر نداشته است.

زیرا به نظر می‌رسد که بعد از پیشروی‌های پیوسته در منطقه، به یکباره عملیات با سکون محسوسی همراه بوده است. دقیقاً در همین نکته است که به نظر می‌رسد حرکت نیروهای ترکیه در منطقه یاد شده بر خلاف مذاق روسیه و یا آمریکا بوده است. زیرا گمان میرود وقتی ترکیه اعلام کرد که بعد از الباب نوبت به تصرف رقه می‌رسد، بلافاصله فرانسه که تا به آن روز در تحرکات زمینی در سوریه نقشی نداشت، از عملیاتی شدن تصرف رقه به وسیله متفقین غربی خبر داد. در کنار این، زمانی که بعد از الباب، توجه نیروهای نظامی ترکیه بر محور عملیاتی کردهای سوری متمرکز شد و احتمال میرفت که نیروهای دمکراتیک سوریه PYD/YPG از منبج رانده شوند، آمریکا و روسیه مخالفت خود را به نوعی نشان دادند. زیرا نیروهای دمکراتیک سوریه که به طور مستقیم مورد حمایت آمریکا می‌باشد، روسیه نیز از رفتار خصمانه بر علیه آنها چندان راضی به نظر نمی‌رسید. این را در سفر مقامات ترکیه به مسکو و درخواست دفاتر نمایندگی کردها و عدم توجه روس‌ها به این درخواست می‌توان درک کرد. از سوی دیگر واگذاری مناطقی به ارتش سوریه در راستای به تفاهم رسیدن با نیروهای دمکراتیک سوریه، باعث شد که نیروهای نظامی ترکیه در شمال و غرب منبج قفل شوند و پیشروی نیروهای ترکیه در آن مناطق مسدود شد و روس‌ها سریعاً نیروهای خود را به عفرین اعزام داشتند. یعنی ترکیه اگر در عرصه عملیاتی موفق به نظر می‌رسد ولی در ارزیابی سیاسی در لابلای فشار قیچی متفقین ناتو و روسیه باقی ماند.

از طرف دیگر با سفر تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا به آنکارا و دیدارش با نخست وزیر و رئیس جمهور ترکیه در خصوص مسائل شمال سوریه، چندان نتیجه مطلوب سیاسی- امنیتی حاصل نشد. چرا که علیرغم اهمیت پیدا کردن تصرف رقه برای ترکیه، رکس تیلرسون به صراحت با بیان جمله‌ای جلوی درخواست ترکیه را گرفت و اعلام کرد که کنترل منطقه رقه را به نیروهای بومی باید داد و آمریکا تمایل به این دارد. حتی جالب این‌که بر اساس خبرهای منتشر شده در نشریات ترکیه، تیلرسون در رابطه با مشارکت نیروهای ترکیه در جمع نیروهای متفقین در تصرف رقه در آینده هم چیزی بیان نکرد.

برخی از کارشناسان بر این عقیده هستند که در شرایط کنونی دلایل خاتمه عملیات سپر فرات از دید مسوولان سیاسی- نظامی ترکیه حول محور رفراندوم بوده و دولت ترکیه مایل به آن نبوده است که با ادامه عملیات ریسک کشته‌شدن نیروهای نظامی را در خاک سوریه پذیرفته و حال و هوای تبلیغات همه پرسی را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر عدم تخلیه نیروهای ترکیه از خاک سوریه نشان می‌دهد که ترکیه منتظر آن است که روزی آمریکا از در نیاز در خصوص تحولات به وقوع پیوسته در منطقه ادلب و مانع شدن از اجرای پتک آهنین روسیه که مشابه آن را در حلب انجام داد، به سراغ آنکارا خواهد آمد. اما در شرایطی که قبل از سال نو سفر تعدادی از وزرای ترکیه و در رأس آنها وزیر دادگستری به آمریکا برای درخواست اعاده فتح‌الله گولن به ترکیه بی‌نتیجه ماند، در سفر تیلرسون نیز همین خواسته مطرح شده و بی‌پاسخ ماند و حتی پیش از آمدن تیلرسون به آنکارا، مدیر اجرایی و معاون مدیر کل بانک خلق ترکیه در نیویورک به جرم همکاری با رضا ضراب دستگیر گردید. از همه مهم‌تر این‌که کتی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل در پایان هفته گذشته به صراحت اعلام کرد که ساقط کردن بشار اسد از اولویت‌های آمریکا نمی‌باشد. تمام این‌ها نشان از آن دارد که هنوز مه غلیط در فضای روابط میان ترکیه- آنکارا حاکم است.

از سوی دیگر گرایش ۱۸۰ درجه‌ای آمریکا در خصوص سوریه می‌تواند جبهه روسیه- ایران را که بر ماندگاری اسد مصمم هستند تقویت کند. حال سوال اینجاست که آیا در چنین شرایطی مثلث ایران- ترکیه- روسیه هم دچار شکاف خواهد شد؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که این امر بستگی به بازخوانی شرایط بین‌المللی ترکیه از منطقه و تحولات موجود بعد از رفراندوم دارد؛ همان‌گونه که اردوغان نوع رفتار با اروپا را نیز منوط به فردای ۱۶ آوریل کرده است. اگر ترکیه بتواند بازخوانی درستی از تقسیم قدرت و تثبیت موازنه داشته باشد باید به این مثلث اهمیت داده و گاه به نعل و گاه به میخ در همبستگی با ایران و روسیه نکوبد. از سوی دیگر در شرایطی که دنیای غرب کسب نتتیجه مثبت رفراندوم را نشان از دور شدن ترکیه از دمکراسی می‌پندارد، گمان می‌رود شرایط سیاسی جدید ترکیه ایجاب و اقتضاء خواهد کرد که به سمت رفقای کنونی برود تا تعیین کننده معادلات باشد و به این هم مجبور است. زیرا در غیر این صورت در شرایطی که آمریکا پیرو تقسیم سوریه و بر هم زدن تمامیت ارضی آن است، طبیعتاً تبعات آن به نحوی بعد از شکست دولت ترکیه در رفراندوم به ترکیه نیز سرایت خواهد کرد. چرا که آمریکا بر روی تشکیل مناطق خودمختار کردی در عراق و سوریه مانور داده و طالب آن است که برای تکمیل پروژه کردستان به دخالت در ترکیه نیز بپردازد.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

politiccommentator@gmail.com

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.