آخرین خبرها

بحران سوریه و همکاری آمریکا- روسیه

دور دیگر مذاکرات بر سر حل بحران سوریه به نام ژنو ۴ به پایان رسید و بر اساس اظهارات دی میستورا، نماینده سازمان ملل در مذاکرات سوریه، این دور از گفتگوها را علیرغم وجود سختی‌ها، بسیار سازنده توصیف کرده است.در این دور از مذاکرات که طی ۱۰ روز ادامه داشته است، از توافق به عمل آمده از اجرای تصمیمات طرفین در۴ مرحله سخن به میان می آید که یکی از آنها در خصوص جدول زمانی مقابله با تروریسم بنابه درخواست هیئت دولت سوریه است.

در این بین آنچه که بیش‌تر اهمیت پیدا می کند، نقش کشورهای مداخل در موضوع حل بحران سوریه است. این کشورها اعم از آمریکا، روسیه، ایران، ترکیه، عربستان و همگرایان با این کشورها هر کدام به نوعی با توجیه اهداف مهم و راهبردی خود سعی بر این دارند که به نحوی حل بحران سوریه را به گونه ای شکل دهند که بتواند نتیجه بازی را صفر-یک هم نکرده حداقل مساوی سازد. به خاطر همین است که در روز جمعه رئیس جمهوری ترکیه شرط حل بحران سوریه را دور ساختن دست کشورهایی دانست که سوریه را میدان نبردهای نیابتی کرده‌اند.

از سوی دیگر، مطرح ساختن ایجاد فضای حائل و یا آسمان امن بدون پرواز در کنار چشم پوشیدن بر توانمندی‌های گروه‌های مختلفی که در شمال سوریه بر علیه داعش در حال نبرد هستند، خود بحران را شدیدتر می کند.

به همین خاطر گمان میرود با وجود تغییرات تاریخی و گذر زمان از دوران جنگ جهانی دوم، بار دیگر اتفاق و اتحاد سیاسی- عملیاتی میان آمریکا و روسیه امری اجتناب ناپذیر می نماید. همانگونه که شرق و غرب برای نابودی آلمان نازی وارد عمل شدند، به نظر میرسد در شرایط کنونی ترجیح بر هدایت سکان عملیات ضد تروریستی با اتفاق نظر روسیه و آمریکا بسیار مفید خواهد بود.

هر چند پیش از این گمان برده میشد که فرماندهان ارشد روسیه تمایلی به همکاری با همتایان خود در آمریکا برای مبارزه با پدیده ترور نداشته باشند ولی انتساب آناتولی آنتونوف به سمت معاونت سیاسی- نظامی وزیر خارجه روسیه که پیشتر معاون وزیر دفاع آن کشور بوده و از استراتژیستهای امنیت نظامی- سیاسی روسیه به شمار میرود، خود حرکتی رو به جلو از تمایل روسیه می باشد.

اخیراً وی در خصوص همکاری سیاسی- نظامی میان روسیه و آمریکا گفته بود که معاضدت بین دو کشور بر اساس ترجیحات مطرح شده در راستای تثبیت منافع خواهد بود که خواهد توانست هم موضوع سوریه را حل کند و هم اینکه بستر همکاری و روابط بین کرملین- واشنگتن را به حالت عادی در آورد. (خبرگزاری اسپوتنیک- ۲۹ فوریه ۲۰۱۷)

با این‌که تصور میرود اتفاق عمل و اشتراک مساعی در مسایل سیاسی- امنیتی میان روسیه – آمریکا پدیده ای مورد انتظار و توقع طرفین بوده باشد و حتی پوتین اخیراً چنین اتفاقی را نتیجه بازی دو بر صفر بر علیه دشمن جهانی تلقی کرده است، اما طبیعی است که تصمیم گیری به این همکاری از سوی کارشناسان امر در روسیه و یا آمریکا زیاد شفاف نیست. چرا که از یکسو استراتژی مورد نظر بر روی طرح در نیامده و از سوی دیگر هوای مجادلات ضد ترامپ در آمریکا و افشای هر از چند گاه رابطه مشکوک اعضای هسته سیاسی دولت وی با مسئولان روسی از سوی کنگره آمریکا، جناح دمکرات، حتی برخی مسئولان پنتاگون و وزارت خارجه آمریکا موجب شده است که دولت ترامپ تصمیم گیری قطعی در این خصوص نگیرد و محافل سیاسی جهانی منتظر نخستین دیدار میان پوتین و ترامپ هستند. همانگونه که این موضوع افکار جهانیان را به خود مشغول ساخته، اندیشگاه سیاسی روسیه را هم دچار سردرگمی کرده و ترجیح می دهند که صبر را پیشه سازند.

آنچه که محرز است اینکه، رابطه بین این دو قدرت جهانی می تواند اهداف مهمی را همچون حل مشکلات سوریه که ریشه بسیاری از منازعات، مداخلات، مسابقات و حتی مجادله های سیاسی- امنیتی میان کشورهای منطقه ای است؛ حل کند. زیرا همکاری این دو کشور تنها رسیدن از نقطه آ به نقطه ب نیست. بلکه آنان در این میان نقطه ب را گذرگاهی برای رسیدن به نقطه نهایی، یعنی نقطه ج بر میشمارند. شاید بپرسید منظور از این تعبیر چیست.

تابلوی موجود را اینگونه بیان کنم. پوتین در شرایطی است که دست بالاتر از ترامپ دارد و در حال حاضر مشکلات داخلی سیاسی و فضای مخالفتی را که ترامپ با آن دست به گریبان است، ندارد. اما روسیه با معضلی بس پیچیده روبروست. از یک طرف سعی دارد جانب منافع متفقین تاریخی خود را تأمین و یا حداقل حفظ کند و از سوی دیگر میداند که به درازا کشیده شدن بحران در سوریه منجر به بر هم خوردن توازن قوا در خاورمیانه شده و رشته هدایت منافع آن کشور در منطقه را از دستش خارج خواهد ساخت. به عبارتی روشنتر، روسیه هم به حکومت بشار اسد به عنوان متفق اصلی توجه دارد و هم سعی میکند روابطش را با ایران، ترکیه، کردها و حتی اسرائیل به نوعی با بکار گیری مکانیزم «تعادل و ترمز» در دیپلماسی به سوی نتیجه مطلوب پیش ببرد. این در حالی است که ترکیه در رقابت سرسخت با ایران و حضور نیروهای کرد در شمال سوریه و در جبهه نبرد با شورشیان و داعشی‌هاست. مهم‌تر این‌که اسرائیل هم ایران را دشمن خود دانسته و تلاش بر این دارد که با ترکیه نزدیکی کرده و بر علیه مواضع و منافع ایران تلاش کند. در همین حال ترکیه نقش پل ارتباطی را بر عهده گرفته و میان اعراب و اسرائیل زمینه سازی می کند تا بتواند در رقابت با ایران پیش بیفتد. یعنی روسیه در برابر چنین تیمی از همکاران خود مواجه است.

همین شرایط برای آمریکا نیز وجود دارد. از سویی از کردها حمایت می کند و این موجب اعتراض ترکهاست. اما منافع راهبردیش با اسرائیل مستلزم همکاری آن کشور با اعراب و ترکیه است. در این میان عدم وجود شفافیت در خصوص برخورد سیاسی با ایران از سوی آمریکا خود روسیه را نگران کرده است. بنابراین وجود فضای فعلی راه را برای رسیدن به نقطه مورد نظر ناهموار می‌سازد.

پس موضوع چیست؟ هدف از بین بردن بحران ترور و هسته تهدید جدی آن به نام داعش از منطقه و به ویژه عراق و سوریه است. گرچه روسیه در حل بحران سوریه تمام  پتانسیلهای سیاست خارجی خود را مبتنی بر همکاری با آمریکا نکرده است ولی تلاش دارد علیرغم دشواری‌ها، فرصت‌های لازم را فراهم آورده و راه پل پیروزی دومی را بسان دوران جنگ جهانی دوم پیدا کند. این زمانی محقق خواهد شد که ترامپ نگرش خود را به ایران و بشار اسد تغییر داده و نقش سازنده این کشور را با تعیین دیپلماسی منطقی بپذیرد. شاید اظهار نظر جان لیمبرت از سیاسیون آمریکا که گفته: نباید ایران را تهدید کنیم و گفتن این‌که ایران دنبال ایجاد امپراتوری فارسی است، احمقانه می باشد!” خود تلگرامی از این چنین اندیشه‌ای باشد.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

politiccommentator@gmail.com

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.