آخرین خبرها

تهدید ترامپ را باور کنیم یا استراتژی تدبیر آمریکا را؟

در عرض دو ماه گذشته پیوسته اخباری مبنی بر تهدید ایران از سوی آمریکا در سر خط خبرها می‌آید. از پاره شدن تفاهم‌نامه برجام گرفته تا اعمال سیاست‌های بازدارنده و محرومیت‌زا برای ایران از سوی دونالد ترامپ را شاهد هستیم. اما در این میان از فدریکا موگرینی گرفته تا بسیاری از نخبگان سیاسی کشورهای اروپایی و حتی ترزا می، نخست وزیر بریتانیا و … تأکید بر این دارند که تفاهم نامه یاد شده بهترین گزینه برای صلح و ثبات منطقه بوده است. تا این که به نهایت یوکیا آمانو دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به حرف آمده و گفت که برجام تفاهم نامه به امضاء رسیده میان دو دولت نبوده بلکه جنبه بین‌المللی دارد. یعنی به عبارتی خط بطلان به تمامی اظهارات تند روهای کنگره آمریکا و بالاخص جمهوری خواهان و طرفداران پر و پا قرص رژیم اشغالگر قدس کشید.

در این میان نتانیاهو، تودهنی غیر قابل انتظاری را که خورد تلاش کرد در استرالیا با ترغیب و تشویق دولت استرالیا موضع همراه آن کشور را جلب نماید که مظلوم نمایی و توجیهات وی در ملبورن طرفی نبست و دست از پا درازتر راه خود را پیش گرفت. ریختن آب سرد بر دست نتانیاهو و دیگر محافظه کاران و حتی برخی نئو لیبرال‌های آمریکا زمانی رخ داد که آمانو گزارش رسمی خود را در خصوص رعایت مفاد و تعهدات ایران در چارچوب تفاهم نامه برجام در روز جمعه منتشر ساخت.

البته چنین تحولاتی چندان غیرقابل انتظار هم نبود. اما با این حال رجزخوانی‌های دولت آمریکا و رئیس جمهور تازه به دوران رسیده آن کشور از نظر جو سازی جهانی تا حدودی توانست فضای تردید و بد گمانی را در خصوص احتمال داغ شدن و به جوش آمدن دیگ رخدادهای ناخواسته و منفی در خاورمیانه و بالاخص بر علیه ایران را ایجاد نماید. چه بسا در روزهای گذشته دلیل شاخ و شانه کشیدن برخی از کشورهای همسایه در کنار کشورهای حوزه خلیج فارس ناشی از این جو سازی بوده و امیدهایی را در تحقق تحولات احتمالی به نفع آنان در ذهن مدیران سیاسی آن کشورها ایجاد کرده بود.

اما سئوال اینجاست که به راستی هیجان و فضای خصومت میان ایران و آمریکا رو به تزاید می‌گذارد یا این که وضعیت به گونه دیگری است؟

به نظر می‌رسد تمامی تهدیدات و رجز خوانی‌ها شیوه ای مبتنی بر تخریب روانی بوده و هیچ کدام تهدیدی جدی نبوده است. و یا اگر بهتر گفته باشم، شرایط کنونی ایران در تعیین معادلات سیاسی منطقه به گونه ای است که ایجاب می‌کند تهدیدات جنبه جدی و واقعی به خود نگیرد و تنها حالت تخریب روانی داشته باشد. چرا که با دلایلی که خواهم آورد، درخواهید یافت که آمریکا در برابر ایران مدبرانه و محتاطانه عمل می‌کند.

ابتدا باید بگویم که ایران علی رغم تمامی تهدیدات آمریکا به هیچ وجه در میدان عمل عقب گردی از خود نشان نمی‌دهد و برخلاف انتظار بسیاری از جناح رادیکال در مجلس سنای آمریکا، کشورمان استراتژی رو به جلو را در گسترش نفوذ سیاسی و عملیاتی در منطقه پیش می‌گیرد.

رزمایش انجام گرفته در کنار آزمایشات موشکی، رو نمایی از تجهیزات و امکانات تسلیحاتی و هم چنین برگزاری همایش جهانی فلسطین در تهران و سفر دکتر روحانی به کویت و سفرهای وزیر خارجه ایران به برخی کشورهای مهم برای تشریح مواضع ایران نشان از آن دارد که ایران در منطقه به هیچ عنوان مایل به واگذاری موقعیت سیاسی خود نیست. در عوض اجازه دادن به رجزخوانی و شعارهای تند ترامپ و دیگر سیاسیون بر آمده از تدبیر ایران است که می‌خواهد هم در منظر بین المللی و هم داخلی خود را از اتهامات مبرا ساخته و حتی اگر قرار باشد که برجام مورد توجه و بازنگری بشود، این آمریکا باشد که طرف خاطی بوده و گام اشتباه را بر دارد.

حال واشنگتن در برابر چنین موضع گیری چه واکنشی از خود نشان می‌دهد؟ انگلیسی‌ها مثلی دارند که می‌گوید: «سگی که زیاد پارس کند، گاز نمی‌گیرد!» (a barking dog never bites) قضیه آمریکا در برابر ایران مصداق همین ضرب المثل انگلیسی است. از یکسو از اعمال تحریم‌های تازه ای سخن می‌گوید که به خاطر فعالیت موشکی ایران بوده است. از سوی دیگر برای این که گویا عربستان سعودی و نیروی دریایی آن مورد اصابت احتمالی موشک‌های ایران قرار گیرد، ناو خود را به آب‌های منطقه اعزام می‌دارد.

اگر امکانات نظامی و توانمندی‌های موجود آمریکا را مرور کنیم، متوجه می‌شویم که بسنده کردن اقدامات آمریکا تا بدین مقدار در برابر تحرکات ایران بسی عوام فریبانه بوده و جدیت ندارد. از سوی دیگر جیمز متیس، وزیر دفاع تازه آمریکا اظهار می‌دارد که آمریکا هیچ تصمیمی در افزایش نیروهای نظامی خود در خاورمیانه ندارد. تنها این دو فاکتور از میان ۱۰ها دلیل دیگر نشان می‌دهد که آمریکا در شرایط کنونی در برابر ایران رفتاری محتاطانه در پیش گرفته و هیچ تمایلی به تحریک ایران برای اقدام متقابل و یا عملیات نظامی معمولی ندارد.

پس موضوع چیست که این همه رجزخوانی در کار است؟ طبیعی است که آمریکا برای داغ نگه داشتن میدان کارزار سیاسی و دلخوش کردن هم پیمانان خود در منطقه و ایجاد فضای اطمینان به آنان نیاز دارد که فصاحت لفظی به کار بگیرد. البته بسیاری از تحلیل گران بین المللی بر این اعتقاد دارند که ایران امروز دیگر ایران چندین دهه پیش نیست و بعد از برجام سال ۲۰۱۵ به درجه ای از اقتدار سیاسی منطقه ای و پرستیژ بین المللی رسیده است که می‌تواند با گفتمان سیاسی خود را از عرصه‌های بی ثباتی خارج سازد و مذاکرات انجام گرفته در بحران هسته ای دلیل این مدعاست. ایران بعد از برجام به سهولت توانسته است خطر جدی را از منطقه دور ساخته و به عنوان کشوری صاحب سخن و نظریه پرداز در استقرار سیاسی عراق و سوریه ایفای نقش نماید. این قضیه خود دست ایران را در تعیین معادلات بازتر کرده است. گرچه به نظر می‌رسد تحریم‌های اخیری که آمریکا علیه ایران اعمال نموده است، شاید تهران را دچار ناملایمات سیاسی نماید ولی بسان گذشته دارای تأثیرات جدی نمی‌تواند باشد.

یقین بدانیم که ترامپ نه به اندازه اوباما در ارزیابی مسایل دقیق و زرنگ تر است و نه شرایط کنونی ایران در قبال آمریکا و حتی اروپا به مانند دوران قبل از برجام خدشه پذیر می‌باشد. از این رو ترامپ تلاش دارد بر حسب روح خود شیفتگی خویش و قول‌هایی که قبل از انتخابات داده بود، پیام‌های هشدار دهنده ای را به ایران بدهد ولی خوب می‌داند که مسایل نظامی و تدافعی ایران به دور از قضیه برجام بوده و سکوت مدبرانه ایران در برابر رجزخوانی آمریکا نشان از استواری تصمیم و قناعت به این است که همه کشورها به نهایت موضع گیری ایران را در برخورداری از حقوق توانایی دفاعی مورد تأیید قرار خواهند داد و به غیر از این نمی تواند باشد.

از سوی دیگر، اعمال تحریم و استفاده از مکانیزم‌های فشار علیه ایران از سوی آمریکا تنها جنبه تک تازانه ای خواهد داشت. در صورت اصرار بر ادامه فشار علیه ایران، جبهه مخالفی در میان هم پیمانان غربی ایجاد خواهد شد. بدیهی است که آمریکا  با درک چنین شرایطی در کنار ترس از رقابت تسلیحاتی روسیه و چین و از دست رفتن توان اقتصادی آمریکا که نهایتاً منجر به بروز بحران‌های ناخواسته و غیرقابل جبرانی برای آمریکا خواهد داشت، هیچ‌گاه دشمنی خود با ایران را از حرف به عمل سوق نخواهد داد.

تمامی این رفتارها حاصل ترس از قدرت یافتن و گسترش نفوذ ایران در منطقه بوده و حاکی از منطقی و درست بودن سیاست خارجی ایران می‌باشد. در شرایطی که ایران برای انتخابات ریاست جمهوری ایران آماده می‌شود، رفتارهای موجود بخشی از سناریوی لازم برای مخدوش و مسموم ساختن افکار عمومی ایران است.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

politiccommentator@gmail.com

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.