آخرین خبرها

ترکیه، جایی که هر دم از این باغ بری می‌رسد!

در هفته گذشته رخدادهای زیادی در سطح منطقه اتفاق افتاد و نیاز بود که بدان‌ها پرداخته شود. لیکن تحولی که در عرف دیپلماتیک حسن هم جواری و همسایگی نمی‌گنجد و از گذر سفر سه روزه رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه به کشورهای حوزه خلیج فارس حاصل شد، بر آن داشت که بیش از همه به این موضوع پرداخته شود. به نظر می‌رسد ادبیات سیاسی رهبر ترکیه در قبال ایران پیوسته متغیر بوده و بر حسب شرایط پیش آمده، رنگی به خود می‌گیرد.

به قول مثل قدیمی ایرانی که می‌گوید «هر دم از این باغ بری می‌رسد!» انگار ترکیه برای ایران در چند سال گذشته مصداق همین ضرب‌المثل شده است. شاید کنجکاو شوید که منظورم چیست و چرا این‌گونه قاهرانه و گلایه مندانه به موضوع پرداخته‌ام.

اکنون پاسخ شما…

رئیس جمهوری ترکیه در سفر رسمی خود به کشورهای عربستان سعودی، قطر و بحرین که در ۲۸ بهمن به پایان رسید، هدف خود از چنین سفری را بسط مناسبات اقتصادی و نهایی شدن توافق نامه تجارت آزاد میان ترکیه و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد. اما زمانی که شرایط تحولات موجود در منطقه را مورد ارزیابی قرار می‌دهیم دلیل چنین سفری را چندان هم اقتصادی و تجاری ندانسته و اهدافی که در ورای آن رقابت سیاسی نهفته است، مشاهده می‌کنیم.

مهم‌ترین نشانه این گمانه زنی قریب به یقین را می‌توان در اظهارات رجب طیب اردوغان در کنفرانس مطبوعاتیش با پادشاه بحرین مورد توجه قرار داد. به طوری که روزنامه حریت در ۱۴ فوریه ۲۰۱۷ اظهار نظر رجب طیب اردوغان را منتشر ساخت که گفته است: «بدانید کسانی هستند که هم در سوریه و هم درعراق مایل به تقسیم شدن این کشورها می‌باشند. حادثه تجزیه این کشور به وسیله ملی‌گرایی پارس انجام می‌گیرد… لازم است که جلوی این‌ها گرفته شود.»

به دنبال آن، رئیس جمهوری ترکیه به لزوم حضور نیروهای نظامی خود در سوریه و ادامه عملیات سپر فرات اشاره کرده، نیروهای اسد و ایران را دشمن خطاب نموده است.

بنابراین به نظر می‌رسد که سفر رئیس جمهور ترکیه به کشورهای حوزه خلیج‌فارس صرفاً برای گسترش مناسبات تجاری نبوده و پس از تحولاتی که در یک ماه و نیم گذشته رخ داده، عزم خود برای چنین سفری را بسته است.

باید گفت که بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ و اظهارات وی در خصوص ایجاد منطقه حائل در شمال سوریه که منطبق با خواسته دولت ترکیه، عربستان و قطر بوده است خود انگیزه بازنگری مجدد دولت ترکیه به روابط خود با آمریکا محسوب می‌شود. در این راستا بارقه‌های امید به اتحاد دوباره و نزدیک میان ترکیه و کشورهای عربی در ذهن اردوغان شکل گرفته است. بی‌مناسبت نیست که بعد از اظهارات ترامپ در خصوص سوریه، بلافاصله مایک پومپئو، رئیس جدید سیا به ترکیه اتفاق می‌افتد. مسلم است که سفر رئیس سازمان سیا به ترکیه در خصوص اعاده فتح‌الله گولن به ترکیه یا مسایل صرفاً امنیتی میان دو کشور نبوده است؛ بلکه مهم‌ترین بخش چنین دیداری را باید در مناسبات آتی ترکیه با آمریکا و دیگر هم پیمانان این کشور در میان کشورهای عرب جستجو کرد. از این‌رو به نظر می‌رسد بعد از مذاکرات انجام گرفته میان پومپئو و سایر مسوولان سیاسی- امنیتی ترکیه سعی شده است، راهکارهایی در تغییر روند سیاسی منطقه خاورمیانه و بالاخص سوریه و عراق پیدا شود و اظهارات رجب طیب اردوغان در بحرین، ناشی از این بوده است. از سوی دیگر تعجیل به سفر به کشورهای حوزه خلیج فارس نیز نشانگر هم اندیشی میان ترکیه و آمریکاست.

لازم به ذکر است که ترکیه از چند سال پیش در منطقه به عنوان کشوری که بتواند نقشی را در تعیین سیاست‌های کلان منطقه ای ایفاء نماید به شمار نمی‌رود ولی به عنوان کشوری مهم که می‌تواند متغیرهای لازم در دیپلماسی و توازن سیاسی را در منطقه تحت تأثیر قرار دهد، محسوب می‌گردد. به همین جهت آمریکا سعی دارد ضمن ایجاد ارتباط مجدد با ترکیه و گسترش مناسبات چند جانبه با این کشور، هم ترکیه را از میدان دسترسی و تسلط روسیه دور سازد و هم این که به وسیله آن کشور تغییراتی را در شرایط سیاسی- امنیتی خاورمیانه که چون دیگی جوشان شده است، ایجاد نماید.

مهم‌تر از همه رابطه ترکیه با اسرائیل نیز لبه قیچی دیگری است برای قطع هرگونه دام ضد آمریکایی- اسرائیلی در منطقه. نخستین هدف از سفر اردوغان به کشورهای عرب خلیج فارس ایجاد محور سنی در برابر ایران است که اظهارات علنی اردوغان حاکی از این بوده و هم گرایی و هم سویی با عربستان و سایرین نشان می‌دهد که در جناح مقابل ایران هم اندیشانه عمل می‌کنند. این در شرایطی است که نتانیاهو کشورهای عرب را دیگر دشمن خود نمی‌شمارد و لزوم همبستگی میان اسرائیل و کشورهای سنی را در برابر ایران اجتناب ناپذیر می‌شمارد.

دومین موضوع به چالش کشیدن روابط میان ایران و روسیه و هم چنین در دست گرفتن وزنه تعیین کننده در قضیه سوریه است. گفتنی است که ترکیه بعد از برقراری روابط مجدد با روسیه توانست با هم نوایی آن کشور خود را به نحوی از بحران سوریه خلاص سازد. مذاکرات آستانه نیز در سطح جهانی برایش آبروی دیپلماسی فراهم آورد. از این رو امتیازی در دست دارد. اکنون با اظهارات ترامپ، مشاوران سیاسی ترکیه به این نتیجه رسیده اند که زمینه برای توسعه مجدد با آمریکا فراهم آمده و از این رو امتیاز دوم هم عایدش شده است. بنابراین ترکیه مترصد فرصتی است که با یک تیر دو نشان زده و برد مطلق را عاید خود کند. نگاه ترکیه به هسته سیاسی و اداری آمریکا که روح ضد ایرانی در آن حاکم است و در عین حال ترامپ سعی داشت که با روسیه مناسباتش را متعادل کند. چنین ذهنیتی را پدید آورده بوده است که در صورت معامله سیاسی آمریکا با روسیه و شاید رفع برخی از تحریم‌ها، روسیه در مورد ایران با آمریکا و ترکیه معامله خواهد کرد. طبیعتاً نزدیکی ترکیه به آمریکا هم چندان از نگاه روسیه جای تردید نخواهد داشت. اما با استعفای مایکل فلین گمانه زنی نخست باطل شده و اکنون ترکیه بر این است که در مورد سوریه با آمریکا همپالکی شود. از سوی دیگر ترجیح آمریکا در خصوص جایگزینی ترکیه به جای مصر در میان کشورهای عرب و سنی باعث شده است که ترکیه این بار از سر دیگر کرنا در خصوص مصر بنوازد. به طوری که روز جمعه باز رجب طیب اردوغان اخوان مسلمین را گروه سیاسی و غیرتروریستی قلمداد کرده و حزب الله لبنان را علی رغم حضورش در پارلمان لبنان به عنوان سازمانی تروریستی معرفی کرد.

چنانچه در روزهای آتی در مذاکرات آتش بس خللی ایجاد شد و معارضان در کنار حامیانشان یکصدا به برکناری اسد و دور ساختن ایران از صحنه تلاش کردند و به سر خط خبرها آمد، نباید شگفت زده شد. در این میان گرچه امید ترکیه به این است که جهت رفع بحران اقتصادی خود و تکمیل ظرفیت گردشگری از کشورهای عرب استفاده کند ولی عربستان سعودی و دیگر کشورهای مورد نظر، خود در بحران مالی شدیدی قرار دارند. لذا ترکیه بر خلاف عرف سیاسی همجواری و رقابت سالم سیاسی، راهی را برگزیده است که باید گفت حقیقتاً هر دم از این باغ بری می‌رسد!

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

politiccommentator@gmail.com

 

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.