آخرین خبرها

آغاز به کار دونالد ترامپ و احتمالات خوب و بد!

بالاخره دونالد ترامپ در هفته گذشته با بیان سوگند و سخنرانی لازم کار خود را به طور رسمی در کاخ سفید آغاز کرد. با شروع به کار وی تحلیل ها و گمانه زنی های زیادی در خصوص آینده سیاسی و اقتصادی آمریکا، اروپا و آسیای دور و خاورمیانه مطرح می شود. اما آنچه که مشخص است، روح ملی گرایی افراطی ترامپ در کنار حرص حاصل از زیاده طلبی اقتصادی وی و هم چنین وجود کابینه آکنده از متعصبان نژادی و دینی، باعث می شود که چندان هم به حضور دونالد ترامپ خوش بین نباشیم.

آنچه که باید در آغاز سخن گفت این که، ترامپ رهبر ارکستر اقتصاد جهانی است… او با روح اقتصادی و رقابت حریصانه خود رهبری امپراتوری پولی را بر عهده دارد که بر جهان حکم می کند… ترامپ یک فرد ساده نیست و علی رغم این که به اظهار خودش سیاست را تازه آغاز کرده است ولی در اقتصاد نه تنها حرفی برای گفتن دارد که می تواند با حاکمیتی که بر بازار بورس سهام و مواد مختلف از تجارت غلات گرفته تا آهن آلات و نفت… می تواند بسیاری از معادلات را بر هم بزند.

به نظر می رسد بیش از آنکه دگرگونی های سیاسی عمده ای در سطح جهان پدید آید، تحولات اقتصادی قابل توجهی در دوران دونالد ترامپ به وقوع خواهد پیوست و نتایج اقتصادی روح سیاست آمریکا را شکل خواهد داد.

زمانی که ترامپ به سخنرانی رسمی خود خطاب به اتباع آمریکا پرداخت چند نکته بیش از همه جلب نظر می کند. این که: “همه چیز به خاطر آمریکا، از سوی آمریکایی ها و برای آمریکاست!” و یا سه بار این جمله را در خاتمه سخنانش بیان داشت که: “ما موفق خواهیم شد!”

در واقع در بطن سخنان وی روح ملی گرایی شدیدی نهفته است. او با داشتن روح اقتصادی می رود تا جریان فکری اقتصادی- سیاسی جهانی شدن که در سال های ۲۰۰۰ مطرح شده بود، مهر جدیدی بزند. در دوران ترامپ به نظر می رسد که آمریکا به جای پرداختن به جریان جهانی شدن، اقتصادی درون گرا و متمایل به رشد و توسعه ملی را ترجیح بدهد و بر اساس همین با توجه به روح سیاسی وی، گمان می رود سیاست های ترامپ دارای محور اقتصادی نئو ملی بوده باشد. بدیهی است که در چنین شرایطی تمامی تحولات سیاسی نیز از این رهگذر خواهند بود و حتی مناسبات بین المللی نیز باز از این دریچه ارزیابی شده و تحقق خواهند یافت.

برای نمونه نخستین حرکت ترامپ را در راستای همین قضیه می توان به دیدارش با نخست وزیر بریتانیا خانم ترزا می مربوط دانست. پیش از آنکه دیدار این دو محقق شود، ترامپ پیوسته از پاره کردن برجام سخن گفته و تهدیدات متنوعی را بیان می داشت ولی سخنرانی خانم ترزا می در جمع جمهوری خواهان و هم چنین دیدارش با دونالد ترامپ و دفاع وی از نتایج برجام نشان داد که ترامپ تغییر رویکردی ۱۸۰ درجه ای داشته است. انجام ملاقات رسمی خانم ترزا می با ترامپ در شرایطی اتفاق می افتد که  دو روز پیش از عزیمتش به واشنگتن از برگزیت(تصمیم خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا) سخن به میان آورده و از آن دفاع می نماید.

این یعنی به لرزه در آوردن پایه های انسجام و وحدت اروپا به وسیله دو قدرت قدیم و جدید امپریالیستی و کاپیتالیستی در جهان! و به قول فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه که تأکید دارد دولت ترامپ چالش و معضلی جدی برای اروپاست.

با این که از زمان طرح برگزیت، آرامش بازار ارز و بورس در سطح جهان به هم خورده و با روی کار آمدن ترامپ بسیاری از واحد پول های ملی در برابر دلار دچار کاهش ارزش شده اند، اما دیدار ترزا می و ترامپ منجر به آن شده است که بورس سهام آمریکای لاتین، استانبول، آفریقای جنوبی و حتی بورس های سهام در چین و ژاپن با کاهش روبه رو بشود. این در حالی است که هم زمان با افت بورس سهام، ارزش پول های واحد ملی مانند پزوی مکزیک در آمریکای لاتین، لیر ترکیه در آسیا، راند آفریقای جنوبی در قاره آفریقا و به نهایت یوان چین در شرق آسیا نیز با افت تکان دهنده ای مواجه شود.

دومین مورد مربوط می شود به اظهارات شورای آتلانتیک که به عنوان سازمان و اتاق فکر مهم در ایالات متحده به شمار می رود. بر اساس خبر منتشره در سایت خبری اسپوتنیک روسیه به نقل از همین شورا گویا دونالد ترامپ پیش نویسی را برای لغو تحریم های آمریکا علیه روسیه آماده کرده است که در روزهای آینده آن را اعلام خواهد نمود. در همین حال دولت آمریکا ممنوعیت ورود اتباع شش کشور به همراه ایران را به آمریکا اعلام می دارد. این در شرایطی است که دلیل آن مبارزه با ترور بوده است. به قول یان برمر، ترامپ به دلیل داشتن کسب و کار در مصر، ترکیه و عربستان آنها را در گروه تروریست ها قرار نداده ولی در سایر کشورها که منافعی ندارد، آنان را تروریست می شمارد. دقیقاً همان کاری را می کند که جورج بوش انجام داده است.

تنها دو روز بعد اعلام می شود که روز شنبه ۲۸ ژانویه ولادیمیر پوتین و دونالد ترامپ نخستین مذاکرات دو جانبه را به طور رسمی انجام می دهند.

هنوز مرکب بیانیه مذاکرات آستانه خشک نشده است که خبر می رسد، آمریکا در صدد ایجاد منطقه امن در شمال سوریه است و در همین حال مسکو از نیروهای پ.ی.د دعوت می کند که نمایندگان خود را به مسکو اعزام دارد. در همین حال باز خبر می رسد که ناتو در کویت چتر دفاعی ایجاد کرده و پایگاهی را راه اندازی خواهد کرد. در همین حال سخن از طرح پیش نویس قانون اساسی سوریه به میان میاید که روسیه بانی این بوده و طرف های معارض با هدایت روسیه در صدد تغییر قانون اساسی و ایجاد سیستم نوین ساختار سیاسی در کشور سوریه هستند.

آنچه که در روزهای نخست شاهدش هستیم، اقدامات هرچند نه سریع ولی موذیانه ای است که در اطراف کشورمان شاهد هستیم که می تواند با کوچک ترین اهمال و سهل انگاری به تهدیدات جدی بدل شود.

به نظر می رسد در شرایطی هستیم که دوستان کنونی ما که چند سالی است همراه خود می بینیم، دوستان رقابتی نیستند بلکه رقیبانی هستند که در قالب دوست خود را نشان می دهند و در زمان لازم تمامی همراهی و همگامی را فراموش خواهند کرد. از این رو تهدیدات مختلفی در شرایط کنونی وجود دارد. ۱) آمریکا و هم پیمانانش که در سوریه و عراق شکست را تجربه می کنند، سعی دارند موازنه قدرت در خلیج فارس را حفظ کرده و مانع از قدرت ایران بشوند. این در حالی اتفاق می افتد که هم مرکز فرماندهی منطقه ای ناتو در کویت بر اساس مصوبات ناتو در استانبول تأسیس می شود و تلاش بر این است که زیرساخت های نظامی کامل شود تا در زمان مناسب به کار گرفته شوند. ۲) با ایجاد منطقه امن در شمال سوریه توسط آمریکا که ترکیه سال هاست به دلایلی طالب آن است و هم اینک با حضور نیروهایش این امر را نیز می تواند به سهولت محقق سازد، می رود که مقابله ای سازمان یافته بر علیه بر هم زدن هژمونی ایران بعد از توفق زیاد در عراق و سوریه انجام دهد. رابطه نزدیک آمریکا و روسیه و همکاری استراتژیک این دو کشور با ترکیه می تواند خیلی از معادلات را بر هم بزند. ۳) توسعه مناسبات نظامی – اطلاعاتی میان عربستان و پاکستان و دست نوازش ترامپ به این دو کشور هم می تواند آغازگر ادبیات مناقشه و توطئه برای جنوب شرق ایران در ورای مرزهای ما باشد.

نتیجه این که لایه های مخفی در تحولات جهانی و به ویژه منطقه ای در حال شکل گیری است که ریشه در اتاق اندیشه ترامپ و کابینه ضدایرانی او دارد و با اندکی اهمال می توان فرصت های زیادی را در اختیار رقبای سیاسی منطقه ای نهاد.

 

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل‌گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

politiccommentator@gmail.com

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.