آخرین خبرها

اولین نشانه‌های رابطه بین ایران – مصر در آخرین دقایق سال میلادی

در روزهای پایانی سال میلادی گذشته که تنها کمتر از ۲۴ ساعت از آن سپری شده است، حوادث گوناگونی را در صحنه های دیپلماسی شاهد شدیم. از اخراج بیش از ۳۰ نفر از دیپلمات های روسیه از خاک آمریکا به دلیل اتهام به عنصر نامطلوب بودنشان گرفته، تا امضاء پیمان پذیرش آتش بس در سوریه از سوی طرفین و هم چنین طرح این قضیه در شورای امنیت تا اخبار ضد و نقیضی در خصوص ندای اعتراض گونه برخی از نمایندگان پارلمان جمهوری آذربایجان. جالب است بدانید که یکی از نمایندگان این کشور ایران را تهدید به نابودی و پاک شدن از پهنه نقشه جغرافیایی و تقسیم آن به ۵ کشور مجزا کرده است(!!!)

آنچه که در این رخدادها به وضوح قابل تشخیص است، حقیقتاً فقدان بازی دیپلماسی و حاکمیت احساسات در روابط بین‌الملل است که نمونه آن را در دوران گذشته و پیش از وقوع جنگ های جهانی اول و دوم شاهد بودیم. برخی بر این عقیده هستند که همین رفتارها خود فشار بر دکمه حرکت ماشین جنگی است که می تواند منجر به وقوع جنگ جهانی سوم شود. اما این نوع باور هم بسی خیالی به نظر می رسد. اما لازم است در این‌جا به نکته ای از سخنان هنری کسینجر اشاره کنم که می گوید: «بازی دیپلماسی نوعی بازی شبیه سازی شده ای است که از دهه ۱۹۵۰ در سالن های بازی توسط بازیگران توانمند بر روی نقشه اروپا آغاز شد و نهایتا منجر به نتایجی شد که با جنگ شکل گرفته و با خاتمه آن به نتیجه نشست.»

از این رو وقتی مدعی می شوم که رفتار سیاسیون مختلف کشورها فاقد وجهه دیپلماسی است، به همین خاطر است. زیرا اصول بازی را رعایت نکرده و تنها به آیتم های احساسی توسل جسته و بحران های سیاسی را در دنیای کنونی پدید می آورند که نتایج ناخواسته آن را چند سالی است که شاهد هستیم.

اما از این مقدمه خواستم گریزی زده باشم به دو موضوع مهم.

اول این که می خواهم به درایت ولادیمیر پوتین در واکنش به عمل دولت آمریکا که اقدام به اخراج دیپلمات های روسی کرده است اشاره کنم. وی به صراحت در روز جمعه بیان داشت که روسیه آنقدر عاجز نیست که دست به اقدامی مشابه بزند و بازخورد این رفتار را در روزهای آتی خواهیم دید.

این امر نشان می‌دهد که روسیه منتظر ۲۰ ژانویه و آمدن رئیس جمهوری جدید آمریکاست که بداند حریفش چند مرده حلاج است و توانایی کدامین بازی را دارد.

دومین موضوع مربوط می شود به احتمال ایجاد رابطه دیپلماتیک میان ایران و مصر که با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و حمایت انورسادات از شاه ایران در آن سال ها موجب برهم خوردن روابط دیپلماتیک میان دو کشور شده بود. اما درایت و خردورزی در دیپلماسی امروز با درک شرایط گوناگون بر آن می دارد که قرائتی جدید از روابط دو کشور از سوی مسوولین دستگاه دیپلماسی به عمل آید.

دولت های سابق مصر از انورسادات گرفته تا حسنی مبارک به دلایل مختلفی اعم از نزدیکی آن کشور به رژیم اشغالگر قدس، امضای پیمان کمپ دیوید توسط مناخیم بگین و انور سادات و وجود تضاد اعتقادی و ارزشی با اصول سیاسی- عقیدتی ایران، زمینه هرگونه ایجاد روابط مشترک و متقابل از بین رفته بود. نزدیکی مصر به اسرائیل و دوری از دنیای عرب موجب شد که فاصله بس بزرگی میان مصر و سایر کشورهای عربی ایجاد شود. در این میان رابطه اش با ایران نیز طبیعتا به نقطه بن بست رسید.

ولی با این حال نقش این دو کشور در مسائل خاورمیانه همیشه نقطه بارزی بوده اند. به طوری که امروز حرکت تمایل گونه مثبت دولت مصر به سمت حاکمیت سیاسی دولت سوریه و لزوم اهمیت دادن به تمامیت ارضی کشور سوریه و جانبداری از دولت بشار اسد باعث شده است که بار دیگر میان مصر و سایر کشورهای عربی فاصله ای مجدد ایجاد شود. اما این بار این فاصله نه از روی منفی که از جهات مثبت رخ می دهد. زیرا مصر این دیپلماسی را در زمانی به کار می گیرد که عمده کشورهای عربی از جمله عربستان، بحرین، قطر، امارات و اردن به سمت اسرائیل روی آورده و سعی در ایجاد مناسبات چندجانبه و وسیع با آن کشور را دارند.

در این‌جا باز به یاد سخنی از کسینجر افتادم که گفته است: «در خاورمیانه، بدون ایران صلح ممکن نیست و بدون مصر جنگی قابل وقوع نمی باشد.»

امروز ایران برای تثبیت پایه های صلح در خاورمیانه و از میان برداشتن زمینه های فساد سیاسی و دیپلماتیک در منطقه بازنگری جدیدی داشته و از این فرصت نهایت بهره مندی را بکند. ایران با اصرار در لزوم راه حل سیاسی به جای نظامی در سوریه نشان داده است که استراتژی رعب و وحشت و حاکم ساختن نگرانی بر سایر کشورها را ندارد. ایران مادامی که مرزهای خود را در خطر نبیند، قصد ندارد میدان دار جنگ و تنش باشد. اما در زمانی که اهداف و منافع ملی و بین المللی آن ایجاب نماید با مواضع برحق سیاسی و منطبق با اصول دیپلماسی تلاش دارد رخدادهای موجود را به چالش بکشاند.

آنچه که باعث شده است تصور کنیم که ایران بار دیگر بر سر موضوع احتمال ایجاد رابطه با مصر بر خواهد آمد؛ به چند فاکتور مهم بستگی دارد. اول این که مصر علی‌رغم پیشنهاد کمک بلاعوض ۵ میلیارد دلاری عربستان سعودی، به هیچ وجه خود را نباخت و با وجود داشتن مشکلات سیاسی – اجتماعی و حتی بحران های اقتصادی حاضر به روی آوردن به سیاست های خطاگونه عربستان سعودی نشد. این حرکتی بود که توانست در راستای اهداف ایران در رقابت سیاسی اش با عربستان شکل گیرد.

دوم این که، در شرایطی که کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس سعی در ساقط کردن دولت بشار اسد داشتند، مصر در شورای امنیت بر له طرح روسیه در حل بحران سوریه رأی داد. این در واقع دومین حرکت قابل ستایش در دیپلماسی مورد تعقیب ایران بود.

سوم این که، دیدگاه کنونی دولت ژنرال السیسی متفاوت از نگاه رؤسای جمهور سابق و هم چنین مغایر با دیدگاه فکری اخوانی محمد مرسی بوده است که می‌تواند ضامن اعتقادی و بینشی مصر در راستای خاستگاه سیاسی- اعتقادی ایران بوده باشد.

با تمام این اوصاف هنوز نمی توان به قطعیت گفت که رابطه میان ایران- مصر برقرار شدنی است. اما فضای سیاسی میان دو کشور به شدت ملایم تر شده است. شاید موضوع سوریه و میانجی گری روسیه بتواند بستر ایجاد مناسبات را فراهم بیاورد. السیسی با هدف ایجاد توازن در مناسبات کشورش با روسیه و در عین حال آمریکا سعی در گسترش روابط خود با این دو قدرت جهانی است. در شرایط که آمریکا حمایت سالانه خود در زمینه پشتیبانی نظامی و تسلیحاتی را قطع کرده است، مسکو دست به فروش سلاح به مصر زد. در این میان روسیه در ماه های قبل، خبر ایجاد تأسیسات هسته ای با سرمایه ای بالغ بر ۲۵‌میلیارد دلار به توسط شرکت های روسی را اعلام کرد. این تحولات در واقع چهره ای از روابط استراتژیک میان روسیه و مصر است.

اکنون دولت مصر، حاکمیت قانونی بشار اسد را برای حل بحران سوریه مورد مدافعه قرار می‌دهد. این در شرایطی است که چنین موضوعی منطبق با خاستگاه سیاسی تهران و مسکو می باشد. اگر همین شیوه تداوم داشته باشد، به قول کسینجر ایران بار دیگر صلح را با آغاز روابط با مصر به خاورمیانه باز خواهد گرداند.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل‌گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

politiccommentator@gmail.com

 

نظرات: 1

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.