آخرین خبرها

جهش منطقی به سمت اوراسیا در سیاست خارجی ایران

در هفته گذشته دو رخداد و تحول سیاسی مهم را شاهد بودیم که یکی از آن هم‌گرایی و توافق میان سه کشور روسیه، ایران و ترکیه بر سر حل مسئله سوریه بود که با صدور بیانیه‌ای مشترک و تأکید بر اجرای قطع‌نامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل و احترام به تمامیت ارضی سوریه عربی و تعلق آن کشور به تمامی اقلیت‌های قومی و مذهبی، راه برای ریشه‌کن شدن توطئه‌های مختلف در فتنه انگیزی در خاک سوریه برای اجرای طرح‌های مختلف و جامع در خاورمیانه مسدود گردید. در این میان لزوم مبارزه با تروریسم بدون تفکیک آنان و توجه به گذار سیاسی نیز از اهم موضوعاتی بود که بدان پرداخته شد. اصولاٌ این تصمیم می‌بایستی از ماه مارس گذشته و تصمیمات متخذه در اجلاس ژنو ۳ انجام می‌گرفت که بنابه دلایلی که برخی ریشه در مسایل فرامنطقه‌ای و بعضی ناشی از اختلاف دیدگاه سیاسی و اصولی در میان هم‌قطاران سیاسی کنونی داشت، بعد از ۹ ماه به نتیجه رسید. آنچه ماحصل این توافق بود این که، قدرت و هم‌پیمانی منطقه‌ای با پارامترهای جدید که توانست هم حامیان تروریست‌ها را مأیوس نموده و به افلاس سیاسی سوق دهد که سالیان سال با تشویق و ترغیب گروه‌های مختلف معارض در سوریه سعی در رسیدن به اهداف خود داشتند؛ هم این که برای نخستین بار اتحاد و اتفاق مهم منطقه‌ای میان ایران- روسیه- ترکیه در برابر بلوک غرب شکل عینی به خود بگیرد و نشان دهد که تعیین کننده سرنوشت سیاسی خاورمیانه دیگر در دست فاکتور امپریالیستی- صهیونیستی نبوده و جهان کنونی دیگر به صورت تک قطبی اداره نمی‌شود.

در هر حال این ظفرمندی هم‌چنان که برای مردم سوریه شایسته و مبارک است برای هم‌پیمانان و مدافعان حقوق سیاسی سوریه مانند ایران- سوریه هم مایه مباهات می‌باشد. در این میان ترکیه نیز نشان داد که با تبعیت از اصول پراگماتیک سیاسی و قرائت درست از وضعیت فعلی منطقه و با دقت توجه به منافع ملی و بین‌المللی راه منطقی را پیش گرفته و بعد از این ثبات داخلی و منطقه‌ای را شاهد خواهد بود.

اما مهم‌ترین بخش رخدادهای سیاسی هفته گذشته مربوط می‌شود به سفر رئیس جمهور ایران به کشورهای ارمنستان، قزاقستان و قرقیزستان.

این سفرها در چنین شرایطی که اقتدار منطقه‌ای ایران اثبات شده است، می‌تواند به منزله جهش سیاسی قلمداد شود. در مقولات علم سیاست و مخصوصاً مباحث مربوط به روابط بین‌الملل بحثی به نام (Affirrnative atack) «عملیات اقتضایی و ایجابی» وجود دارد که اندیشمندان و سیاست‌گذاران سیاست هر کشور بنابه مقتضای شرایط و زمانی دست به آن می‌زنند که نتایج آن قابل ترسیم و تخمین و حتی کسب نتیجه قریب به یقین است. سفر آقای روحانی به کشورهای منطقه آسیای میانه و اعضای اوراسیا از این قماش جهش‌های سیاسی بود که باید بدان توجه شود.

همان گونه که مشخص است بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، جهان تا مدتی به صورت تک قطبی اداره می‌شد و نتایج سوء آن را در سال‌های اخیر نه تنها کشورمان که بسیاری از کشورهای جهان و به ویژه منطقه ما شاهد بودیم. اما آنچه که مبرهن و مشخص است این که، در یکصد سال اخیر رابطه سیاسی ایران با وجود فراز و نشیب‌های گوناگون، اکنون روابط سیاسی ایران- روسیه در بهترین و مناسب ترین موقعیت خود قرار دارد. این روابط منجر به آن شده است که هر دو کشور بر اساس اصول منطقی و محفوظ خودشان از نظر تثبیت منافع ملی و به دنبال آن استقرار منافع منطقه‌ای و بین المللی به تحکیم مناسبات خود افزوده و در این بین مسیر گسترش توانمندی‌های سیاسی- اقتصادی- نظامی و حتی فرهنگی را برای همدیگر هموار سازند. لازمه این نوع برخورد سیاسی داشتن اعتماد متقابل است. یعنی به هر میزان منافع کشورها با همدیگر سنخیت و هم خوانی داشته باشد، اعتماد بیش‌تری در روابط دو جانبه و حتی چند جانبه حاکم خواهد شد.

جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته به دلایل مختلف داخلی و بین‌المللی تا حدودی در برخی از رقابت‌های بین‌المللی گوی سبقت را به سایر کشورها داده بود. اما اکنون به درجه‌ای از توانمندی رسیده است که می‌تواند سخن خود را با قاطعیت بر کرسی‌های جهانی مطرح سازد. از این‌رو نیاز است که در کنار تأمین منافع امنیتی و سیاسی در داخل، مقداری هم بر سرعت تهاجم عملیاتی اقتضایی و ایجابی خود در دیپلماسی بیفزاید.

با این درک و در سایه همین شرایط، سفر رئیس جمهوری ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. چرا که آسیای میانه و هم چنین بخش‌های قفقاز که در کنار هم به منطقه اوراسیا معروف است برای ایران دارای اهمیت بسزایی است. زیرا کشورهای آسیای میانه با توجه به لزوم دسترسی به آب‌های آزاد، نگاه ویژه و مثبتی به جایگاه ایران در منطقه دارند. سفر حساب شده آقای روحانی به ارمنستان، قزاقستان و قرقیزستان و عقد تفاهم نامه‌های مشترک چند جانبه میان آن کشورها می‌تواند برای ایران از ارزش زیادی برخوردار بوده باشد. ارمنستان به دلیل محصور شدن در میان آذربایجان و ترکیه تنها راه ارتباطیش از طریق ایران و بخشی از گرجستان است. اما همین مسیر کریدور مانند می‌تواند برای بخش اقتصادی و صنعتی ایران بسیار پربارتر بوده باشد. به طوری که نبود مشکلات گمرکی میان ایران و ارمنستان و برداشته شدن ویزا در میان این دو کشور، راه را برای صادرات کالاهای ایرانی به مناطق قفقاز و حتی روسیه هموارتر می‌سازد. مهم‌تر از همه این که چنین گذرگاه امن و مطمئنی برای صادرات دو جانبه دارای اهمیت زیادی است. از سوی دیگر قزاقستان با منابع غنی گاز و نفت و هم‌چنین بازار مهم مصرف و متصل بودن به راه‌آهن کشیده شده از ایران تا مرکز آن کشور و از طریق آلماتی تا قلب روسیه خود زمینه را برای تسهیل مناسبات تجاری و مواصلاتی فراهم می‌آورد.

در شرایطی که بعد از برجام خلف وعده و شیطنت آمریکا را شاهد هستیم، استفاده از آسیای میانه و منطقه اوراسیا برای گذر از بحران‌های احتمالی تجاری و بازرگانی و حتی حضور در اتحادیه اوراسیا می‌تواند به منزله سوپاپ اطمینان تلقی شود. از سوی دیگر قرقیزستان به دلایل مشترکات فرهنگی و دینی و هم‌چنین نیازمندی‌های مشترک و بازارهای بکر برای واردات و صادرات و نزدیکی به کشورمان باعث می‌شود که میدان سرعت عمل در اجرای سیاست‌های راهبردی در زمینه‌های اقتصادی- سیاسی بوده باشد. عدم توجه به هر کدام از این کشورها خواهد توانست فرصت‌های موجود را به سایرین واگذار نماید. در شرایطی که ایران در خاورمیانه به هژمونی خود صحه می‌گذارد، غافل شدن از پتانسیل‌های موجود در مسیر کریدور شمال- جنوب نابخردانه جلوه می‌کند. اما سفر رئیس جمهور ایران را باید از این منظر به فال نیک گرفت و منتظر نتایج تفاهم نامه‌های منعقده شد. زاویه نود درجه‌ای پیشتازی دیپلماسی خارجی بر روی مختصات اوراسیا- خاورمیانه که از یک سو به روسیه و از سوی دیگر به مدیترانه شرقی راه دارد، خواهد توانست ایران را در بازی‌های چنبره‌ای موفق سازد.

مهم‌تر از همه اگر ایران و ترکیه در کنار روسیه و سایر کشورها در اتحادیه اوراسیا حضور جدی داشته باشند، باید زنگ خطر برای منافع آمریکا را به صدا در آورد. چراکه این اتحادیه اقتصادی می‌تواند کابوسی برای منافع آن کشور و متحدانش باشد. این در شرایطی اتفاق عینی خواهد داشت که هند و چین هم در کنار آنها دیده شود که خاستگاه دو کشور مذکور تحکیم روابط با اتحادیه است.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل‌گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

politiccommentator@gmail.com

 

نظرات: 2

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.

  1. با سلام
    مثل همیشه بهترین تحلیل و امیدوار کننده.
    دست نویسنده و نشریه عصر آزادی درد نکنه.

  2. با سلام خدمت مسئولین نشریه.
    به نظرم گرایش ایران به سمت شرق الزام زمانی است. اگر بخواهد می تواند همان را با دنیای غرب هم انجام دهد. دوم اینکه ایکاش همین صراحت و روشنگری را مسولین هم بهمردم بکنند تا بدانند که تعیین منافع داخلی نیازمند ابتکار عمل در خارج مرزهاست. اگر اینطور بشود مردم دیگر اعتراض نخواهند کرد که چرا دولت در فلان کشور حضور دارد و یا فلان کار را می کند و چرا از بهمان شکوری حمایت مالی میکند.
    مردم محروم از واقعیاتعلمی سیاست هستند. لطفا اینگونه مطالب بیشتر شود.