آخرین خبرها

حلب آزاد شد یا سقوط کرد؟

در چند روز گذشته موضوع حلب از اهم موضوعات خبری و سوژه‌های تحلیلی رسانه‌های مختلف جهانی بود. در شرایطی که مردم حلب سال‌هاست به دلیل دخالت کشورهای مختلف غربی و منطقه ای و با دستاویز قرار دادن ظلم و دیکتاتوری بشار اسد و با بهانه آغاز بهار عربی که باید به آن خزان عربی گفته شود؛ مزدورانی را از سال ۲۰۱۲ وارد این منطقه کرده و موجب پریشانی و خانه به دوشی هزاران انسان سوری شده‌اند. در این میان تروریست‌های مختلف از کشورهای بیگانه غربی و عربی و غالباً از آسیای میانه و یا شمال آفریقا که زمینه بدبختی و فلاکت ملت سوریه و نابودی زیرساخت‌های اقتصادی- اجتماعی- رفاهی و … سوریه را فراهم آورده اند، تحت حمایت خود قرار داده وهمین تروریست‌ها را که با نام‌های النصره، القائده، احرار شام، جفش، داعش و … که همه آنان در فهرست گروه‌های تروریستی جهان قرار دارند و حتی حامیانشان نیز آنان را تروریست می‌دانند، امروز به دلیل فشار نیروهای نظامی و مردمی سوریه و مدافعان مختلف میدانی و تنگ‌تر شدن حلقه محاصره با حمایت سازمان‌های مختلف صلح و دوستی(‼!) به مناطق امن انتقال داده می‌شوند.

این در شرایطی است که سازمان ملل در برابر فجایع سوریه سکوت کرده و تنها چرخ فلک بازی سیاسی میان روسیه – آمریکا- قطر- عربستان- ترکیه و نمایندگان معارضان در ژنو و لوزان می‌چرخید. اما این بار سازمان ملل و شورای امنیت دست به کار شده و در روزهای منتهی به آزادی حلب و قطعی شدن آن، برای نجات جان تروریست‌هایی که سالیان سال خون به خورد مردم سوریه داده بودند، نشست ویژه برگزار کرد.

تاکنون بیش از ششصد هزار نفر در جریان جنگ ۶ ساله سوریه کشته شده‌اند. میلیون‌ها انسان بی‌خانمان سوریه‌ای در کشورهای هم‌جوار از جمله ترکیه، لبنان، اردن و عراق آواره به زندگی سخت و طاقت فرسای خود ادامه می‌دهند. صدها نفر در دریاها غرق شدند، هزاران نفر در گذر از مناطق ناامن کشته شدند. اما در نهایت چه اتفاقی افتاد؟

اکنون در جریان تصمیم‌گیری سازمان ملل مقرر شد جانیانی که تا شانه و بازوهایشان به خون مردم بی‌گناه آلوده است، توسط اتوبوس‌های سبز رنگ تحت حمایت سازمان ملل و هلال احمر از منطقه شرق حلب خارج شده و به مناطق امن و ادلب برده شوند. بر اساس آخرین خبر تا به امروز ۷۵۰۰ نفر از شرق حلب تخلیه شده‌اند و فرایند خروج آنها هنوز خاتمه نیافته است و به دلایلی که بدان اشاره خواهم کرد، در پایان روز جمعه این هفته انتقال آنان متوقف شد.

دلیل این توقف گروگان‌گیری تعدادی از نیروهای تروریستی جبهه النصره بوده که با گروگان گرفتن مردم بی‌دفاع سعی دارند به خواست‌های خود جامعه عمل بپوشانند. دلیل دیگر مسدود کردن مسیر خروج مردم بی‌دفاع کفریا و فوعه است که تروریست‌های النصره برای به کرسی نشاندن خواسته‌های خود محل عبور اتوبوس‌های سفید رنگ را با خمپاره می‌کوبند.

در این بین مقرر شده است که در صورت ادامه آتش‌بس و انتقال معارضان و تروریست‌های حاضر در سوریه، مذاکرات بار دیگر در شهر آستانه کشور قزاقستان میان نمایندگان دولت سوریه، گروه‌های معارض و کشورهای ترکیه، روسیه و شاید ایران برای حل و فصل دائمی و خاتمه دادن به جنگ طولانی در سوریه و برقراری صلح ادامه پیدا کند.

آنچه در این میان بسی حائز اهمیت است این که، در رسانه‌های خبری ادعا می شود که «حلب سقوط کرد!» آیا تروریست‌ها صاحبان اصلی این شهر بوده‌اند که به دلیل ورود اشغالگران چنین وانمود می‌شود که آن شهر سقوط کرده است؟

آیا گروه‌های معارض تماماً از نیروهای بومی سوریه بوده‌اند یا تروریست‌هایی هستند که از سایر کشورها به صورت اجیر شده و با مأموریت ویژه و حمایت‌های مادی و معنوی در آنجا حضور داشته‌اند؟ اگر اینان تروریست هستند که بارها همین رسانه‌ها و مسوولان سیاسی آنان را تروریست قلمداد کرده و حتی چندی است نیروهای متفق آمریکا اقدام به بمباران می‌کنند، پس چرا ادعا می‌شود که حلب سقوط کرد؟ اگر حلب به صاحبان اصلی خود داده شده و تروریست‌ها اخراج می‌شوند، باید آن را آزاد شده تلقی کرد.

چرا وقتی حادثه روزنامه شارلی ابدو پاریس و حوادث بلژیک رخ داد، سریع دست به کار شده و آزادی سوریه را از دست تروریست‌ها در دستور کار قرار دادند ولی حال که تمامیت ارضی سوریه با آزادی حلب تضمین می‌شود، آن را سقوط کرده تلقی می‌نمایند. تا کی سیاست دو گانه؟! تا کی دو رویی و تزویر؟! تا کی سیاست گهی به نعل و گهی به میخ؟!

اگر معارضان موجود در سوریه واقعاً به صلاح و خاستگاه سیاسی- اجتماعی مردم سوریه معتقد می‌بودند می‌بایستی پیش از این برای آرامش و ثبات سیاسی و آمادگی برای دوره گذار سیاسی که در ژنو ۳ مطرح بود حاضر می‌شدند. اگر به راستی مایل به آزادی مردم سوریه از دست بشار اسد بودند، چرا وحدت رویه نداشته و با سیاست‌های راهبردی کشورهای میانجی هم‌خوانی نکرده و نبردها را ادامه دادند؟

پاسخ این‌ها معلوم است. این گروه‌ها همان گونه که بومی نیستند، به همان اندازه مزدوران کشورهایی هستند که مترصد تقسیم سوریه و دستیازی برخی کشورها به حلب، ادلب و با ادامه آن به عراق در صدد تسخیر کرکوک و موصل بوده و از جنوب نیز از مسیر دریای احمر تا شرق مدیترانه برای تسلط بر اراضی سوق الجیشی و حتی ایجاد پیمان واحدی در تسخیر منابع انرژی در خاورمیانه هستند.

تزویر و دورویی شرم‌آورانه رسانه‌های کنونی بین‌المللی و منطقه‌ای به اندازه جنایت تروریست‌ها بوی خون می‌دهد. تروریست‌ها جسم را به قتل می‌رسانند، رسانه‌های دروغ پرداز و جناح طلب روح مردم را نابود می‌کنند.

در شرایطی که مردم شهرهای فوعه و کفریا که دقیقاً دو سال تمام بدون داشتن کوچک‌ترین امکانات زیستی، تحت محاصره نیروهای تروریستی جبهه النصره و احرار الشام بودند و از درمان و ارتزاق محروم بوده و از طریق کمک‌های ارسالی از طریق هوا می‌توانستند به حیات دشوار خود ادامه دهند، از دید رسانه‌های خبری به قصد و عمد دور نگه داشته شده است. آنگاه که اتوبوس‌های سبزرنگ حامل تروریست‌ها به سمت مناطق امن در حرکت هستند، اتوبوس‌های سفیدرنگی نیز برای انتقال مردم درمانده و بیماران و زخمی‌های شهرهای فوعه و کفریا عازم شده بودند که تا اوایل روز شنبه مسیر خروج این اتوبوس‌ها به وسیله نیروهای تروریستی با خمپاره تحت هدف قرار گرفته و امکان خروج مردم مقدور نشده است. اما آیا کسی هست و یا رسانه‌ای پیدا می‌شود که داد بزند شهرهای کفریا و فوعه هم سقوط کرد؟

جای بسی شرمساری است که در چنین شرایطی آزادسازی منطقه حلب از دست تروریست‌ها با تیتر خبری «حلب سقوط کرد!» به افکار عمومی جهانیان انتقال داده می‌شود. به جای آنکه بیان شود «حلب آزاد شد!» مغرضانه آن را به کلمه «سقوط کرد!» معنا می‌کنند. زمانی که پالمیرا از دست داعش گرفته شد باز همین بازی با الفاظ ادامه داشت و آن روزها هم اخبار چنین وانمود می‌کرد که «پالمیرا از دست داعش پس گرفته شد!»

هیچ تردیدی نداشته باشید که در روزهای آتی ندای جنگ‌های قومی و مذهبی بیش از گذشته شنیده خواهد شد. در انتظار آن باشیم که جبهه جنگ روانی را به صورت جبهه شیعه- سنی در کنار گوش خود خواهیم شنید. چرا که حضور عده‌ای عوام الناس در برابر نمایندگی‌های کشورمان در شهرهای کشورهای همسایه و اهانت به مردم ایران و مذهب آنان آغاز چنین فتنه‌ای را خبر می‌دهد.

آیا انتظار دارند ایران می‌بایستی ساکت می‌نشست تا با سقوط سوریه، جبهه شیطنت و دستیازی اسرائیل و حامیان وی را به نزدیک ایران بکشانند؟ در سال‌های گذشته عراق متشنج بود و با ساقط شدن سوریه یقیناً فتنه در بیخ گوش کشورمان بود. چه بسا اکنون ایران، جولانگاه گروه‌های تروریستی دیگری شده بود.

بنابراین سوریه برای ایران، جبهه مقاومت است و ساکت نشستن در مقابل سرنوشت سوریه، سکوت در طالع سیاسی خودمان است. حضور ایران در سوریه نه به خاطر اسد که برای صیانت از منافع ملی و بین المللی کشورمان بوده است. این حضور چه بر مذاق برخی خوش آید چه نیاید.

از این رو باید حلب را جدی بگیریم و آن را که یکی از بارزترین وجوه مبارزه با تروریسم دانسته و مقدس بشماریم. «آزادی حلب» را مصداق عینی مبارزه با تروریسم ببینیم. آزادی حلب صدای مقاومت، درایت، هشیاری وعقلانیت محور تفکر ضدامپریالیستی و ضد صهیونیستی بوده است و بس.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل‌گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

politiccommentator@gmail.com

 

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.