آخرین خبرها

ترامپ، ناقوس راست افراطی دیگر!

نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بعد از چندین ماه هیجان و رقابت های آن چنانی که تا به امروز در تاریخ انتخابات آمریکا رایج نبوده و مشابه اش دیده نشده بود، به نهایت روز سه شنبه برگزار شده و در فردای آن روز دونالد ترامپ سرمایه دار معروف توانست مجوز لازم را برای تصدی پست ریاست جمهوری آمریکا بگیرد. طبیعی است که در این قضیه خیلی از تحلیل گران و کارشناسان دچار شگفتی شده و انتظار نمی رفت که در کشور آمریکا چنین شرایطی به وقوع بپیوندد. تمامی نظر سنجی ها غلط از آب در آمد! اما اگر تحلیل هفته پیش بنده را مطالعه کرده باشید، از احتمال پیروزی ترامپ بحث کرده بودم. زیرا عمده ترین ضربه ای که ترامپ از ناحیه افشای ایمیل های هیلاری کلینتون وارد ساخت، توانست بر روح و ذهن شرکت کنندگان در انتخابات تأثیر گذاشته و درعین حال دادن شعارهای مردم پسند و افشای حقایق پشت پرده سیاست آمریکا باعث شد که ترامپ به پیروزی نزدیک شود و بنده نیز با استناد به این موارد تخمینی پیش از موعد داده باشم.

در هر حال انتخابات با پیروزی دونالد ترامپ به پایان رسید. اما موشکافی و ارزیابی این انتخابات می تواند برای بسیاری از سیاسیون و دولتمردان ما همان گونه که شگفتی آفرین است، موجب بیداری و آگاهی از وضعیت باشد. اما در این میان دلایل مختلفی را نیز باید مد نظر داشت. این که چرا چنین وضعیتی پیش آمد؟

۱) یقیناً واقف به این هستیم که حوزه علوم انسانی از پیچیده ترین حوزه های مطالعاتی است. زیرا خود انسان، به عنوان عنصر اصلی در این حوزه، به عنوان موجودی بس پیچیده و ناشناخته برشمرده می شود. به مثابه همین، هر آنچه با انسان در ارتباط باشد به همان میزان و حتی بیش تر پیچیده تر می شود. علوم سیاسی و روابط بین الملل که تابعی از شرایط در حوزه علوم انسانی است، در جریان منفعت طلبی فردی و دولتی (مسوولان و حکومت) اهداف را تبیین می کند. بر همین راستا تبیین رفتار سیاست های خارجی کشورها که از جذاب ترین مقوله های روابط بین الملل است، در شرایط کنونی دور از ذهن جوامع مختلف در جهان نیست.

با این توجیه طبیعی بود که رفتار مردم آمریکا در ترجیح بندی خودشان در انتخابات اخیر به شکلی باشد که بتواند رفتارهای سیاست خارجی دولت آمریکا را به چالش بکشاند. به عبارتی روشن تر، ترجیح مردم آمریکا بر ریاست جمهور شدن ترامپ حاصل سرخوردگی از سیاست های توسعه طلبانه، جنگ افروزانه و هزینه بردارانه دولت های بوش و اوباما بوده است. از طرفی فرازهای بیان شده در دوران تبلیغات انتخاباتی از سوی هیلاری کلینتون در ادامه روند جنگ طلبی در خاورمیانه و حمایت آشکار وی بعد از افشاء شدن طراحی و پشتیبانی از تروریسم داعشی، موجب گردید که ملت جواب «نه!» به هیلاری کلینتون بدهند. معلوم است که هنوز مردم آمریکا تلخکامی دوران جنگ ویتنام را به فراموشی نسپرده اند.

۲) پیروزی دونالد ترامپ حاصل روندی پوپولیستی است. گرچه از دیر باز دو حزب معروف آمریکا در مراحل انتخاباتی از این شیوه استفاده می کرده اند ولی این بار نوع برخورد متفاوت از همیشه بود. زیرا دونالد ترامپ به عنوان فردی صاحب ثروت و به دور از بینش سیاسی و حتی فارغ از ادبیات سیاسی وارد کارزار انتخاباتی شده و تنها با ادبیات منحصر بفرد خود و شیوه های هیجان برانگیزانه توانست با افشاگری های هر از چندگاهی و دقیقاً سر بزنگاه مردم آمریکا را به خود جلب نماید. بسیاری او را دارای ادبیات سطح پایین جامعه دانستند. ولی ترامپ با زبان قشر متوسط و کم درآمد سخن گفت که غالب جامعه آمریکا را تشکیل می دهند. به طوری که پل رایان رئیس مجلس نمایندگان آمریکا که خود از جناح جمهوری خواهان است، پیش تر از عدم حمایت خود از ترامپ بحث کرده بود ولی بعد از نتیجه انتخابات اعلام داشت که: «ترامپ صدایی را در این کشور شنید که هیچ کس دیگر تا به امروز به آن توجه نکرده بود.»

۳) نحوه رویکرد نامزدهای آمریکا نیز یکی دیگر از دلایل پیروزی ترامپ بوده است. ترامپ به عنوان نامزد حزب جمهوری خواهان بیش تر بر روی ثروتمند شدن افراد و یافتن راهکارهای مناسب برای زندگی با رفاه، راه اندازی کسب و کار و بازار سرمایه تأکید کرد و در عین حال از امنیت اجتماعی- سیاسی جامعه آمریکا بحث نمود و از سیاست مبارزه و مخالفت با ورود مکزیکی ها، پناهندگان و مهاجران حاصل از حوادث خاورمیانه و عدم امکان ورود مسلمانان به خاک آمریکا سخن گفت. غالب مردم آمریکا در شرایط فعلی دچار بدهی به بانک ها هستند و همین قضیه باعث شده است که حرف های ترامپ بر آنان اثر کند. حال آنکه هیلاری کلینتون از حزب دمکرات ها، از برابری امتیازات میان سیاه پوستان و سایر اقلیت های نژادی در آمریکا بحث کرده و برای توسعه و قدرت طلبی آمریکا هر نوع سیاست ورزی توسعه طلبانه را مطرح کرد. در این بین با این که رسانه ها، سیاستمداران داخلی و خارجی و حتی اعراب حوزه خلیج فارس کمک های خود را از کلینتون ادامه دادند و از همه مهم تر باراک اوباما به صراحت از وی تمجید و حمایت کرد ولی مردم آمریکا این بار نشان دادند که وضعیت جیب و معیشت شان است که می تواند سرنوشت ساز باشد. حرکت کنونی مردم آمریکا را باید به منزله «نه!» به طبقه حاکم در آمریکا دانست. حرکتی است نمادین برای به چالش کشیدن گروه های استبدادی و فشار و سیاستمداران سنتی.

۴) به قول ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، تمامی کشورهایی که دارای سیستم اوتوریتری و تک تازانه ای هستند، در هر تقسیم بندی سیاسی هم بوده باشند، رو به انفعال و انقراض هستند و در آنها دمکراسی معنا و مفهوم واقعی خود را از دست خواهد داد. بنابراین پیروزی ترامپ نشان داد که حاکمیت پول و قدرت و تأثیر رسانه ای در کنار پتانسیل های وال استریت مردم را به عصیان واداشته است. دمکراسی در نظر مردم آمریکا پایان یافته تلقی شده و این اعتراضی بوده است که نشان دهد، سیستم استبدادی نمی تواند برای مردم قابل تحمل باشد و تغییر را ترجیح داده اند. اما نباید از این نکته غافل بود که در چنین شرایطی راست افراطی رو به رشد خواهد گذاشت که در کنار جامعه اروپا که نئو نازی ها در آلمان و اتریش نمود یافته اند و یا جبهه ملی گرای مارین لوپن در فرانسه رشد کرده است و یا محافظه کاران راست گرا در هلند حاکمیت را به دست گرفته اند؛ امروز شاهد شدیم که ایالات متحده آمریکا نیز دستخوش روح افراطی راست گرایانه شده و خوشحال ترین قشر در جامعه آمریکا کوکلاکس کلان ها هستند. همان شرایطی که مابین دوره جنگ های اول و دوم جهانی رخ داد و به نهایت افرادی چون موسولینی و هیتلر را پدید آورد.

به هر حال، آنچه که نباید از آن غافل بود و درس عبرت گرفت این که، ایران ما نیز ۷ ماه دیگر شاهد انتخابات ریاست جمهوری است. امید آن است که نامزدهای انتخاباتی در کشور ضمن ارزیابی دقیق قضایای موجود در عالم سیاست، سعی نمایند ندای مردم را بشنوند و راه های تبلیغات پوپولیستی را مسدود کرده و واقع بینانه بر مشکلات مردم و خاستگاه های آنان اهمیت دهند. و گرنه همانی خواهد شد که نباید می شد و صحنه ای دیگر از ماجرای ترامپ ایرانی را نظاره گر خواهیم شد.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

 

 

 

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.