آخرین خبرها

احتمال ریاست جمهوری ترامپ، کابوس سیاسی!

تنها دو روز دیگر به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی مانده است. روز سه شنبه این هفته مشخص می شود که بر کرسی ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا کدامیک از نامزدهای دو حزب دموکرات و جمهوری خواه تکیه خواهد زد.

تقریباً  از یک سال پیش تاکنون رقابت های شدیدی میان نامزدهای دو حزب در جریان بوده و هیلاری کلینتون از حزب دموکرات و دونالد ترامپ از حزب جمهوری خواه به عنوان رقبای اصلی از چند ماه پیش پا به عرصه رقابت های سخت گذاشته اند. رقابت آنان به اظهار مقامات آمریکایی چنان بوده است که نه تنها در طول تاریخ انتخابات آمریکا پرهزینه ترین انتخابات را رقم زده است، که از نظر حیثیت سیاسی برای آمریکا به قیمت زیادی تمام شده است. به طوری که جان کری وزیر خارجه آمریکا در جریان سفرش به لندن برای شرکت در مراسم اعطای جایزه چتم هاوس در خصوص رقابت انتخابات ریاست جمهوری کشوری اظهار عقیده کرده و گفته است که: “این انتخابات برای نگرش های بین المللی نسبت به ما دشوار بوده و لحظاتی وجود داشته است که بسیار شرم آور بوده است… این انتخابات شرایط را برای خود من هم دشوار کرده است و هرگاه با یک مقامی می نشینم و ادعا می کنم که ما (آمریکایی ها) واقعاً خواهان حرکت منظم شما به سوی دمکراسی هستیم، سوال را در چشمان و لحن آنها می بینم و این امر، شرایط را بسیار دشوار کرده است.”

نکته مهم دقیقاً همین جاست! چرا انتخابات آمریکا موجب دشواری شرایط حیثیتی و الگوسازی سیاسی آمریکا شده است؟

طبیعی است که انتخابات موجود در آمریکا برخلاف هر زمان دیگر دستخوش جو عوام فریبی و در عین حال تهییج افکار عمومی بر خلاف آنچه که حقیقت رایج برای درک حقایق سیاسی است، رقم می خورد. از افشاگری های جناح کلینتون علیه ترامپ در خصوص رفتارهای غیراخلاقی وی گرفته تا ابراز عقیده برخی از بانوان هنرمند و یا مسوول در آمریکا در رسانه های آمریکایی در خصوص تعرض دونالد ترامپ، تماماً در یک کلام رسوایی است. همین افشاگری ها در ماه های پیش از این موجب کاهش چشمگیر آرای ترامپ بوده است.

در این میان، افشاگری ترامپ از نامه های الکترونیکی مخفیانه هیلاری کلینتون در رابطه با استفاده از ای میل شخصی در دریافت اسناد محرمانه دولتی موجب آن شده است که اف بی آی وارد عمل شده و تحقیقات را در این زمینه آغاز نماید و این نیز بر کاهش محبوبیت جامعه آمریکا به کلینتون افزوده است.

هر روز که می گذرد دامنه رسوایی سیاسی کلینتون بیش تر از رسوایی های اخلاقی ترامپ جامعه آمریکا را تحت تأثیر قرار می دهد و امروز اختلاف آرای ترامپ با کلینتون به بالای ۶ درصد رسیده است و ترامپ در شرایط کنونی که چند روز به انتخابات باقی مانده است، موفق تر از رقیب خود دیده می شود.

گرچه هیلاری کلینتون به احتمال زیاد رئیس جمهوری آمریکا خواهد شد و این ادعا مبتنی بر حمایت بزرگان هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه از وی است و طبقه حاکم آمریکا از سیستم سیاسی کاپیتالیستی دو حزبی حمایت می کند که کنترل هر دو گروه در اختیار وال استریت، شرکت های چندملیتی و پنتاگون است؛ لیکن تعداد نفرات شرکت کننده در انتخابات در آمریکا را هم نباید نادیده گرفت. به طوری که تاکنون ۲۶ میلیون نفر در انتخابات آمریکا شرکت کرده اند که تقریباً دو برابر بیش تر از دوره انتخابات ۲۰۱۲ بوده است. از سویی بر اساس نتایج نظرسنجی مؤسسه ایپسوس چنین بر می آید که مهم ترین بخش دغدغه فکری رأی دهندگان آمریکا را تروریسم و اقتصاد تشکیل می دهد. مسایل مربوط به اخلاق، مهاجرت و یا بیکاری در رده های بسیار پایینی هستند.

با این تصور به نظر می رسد که رسوایی ترامپ چندان برای مردم آمریکا اهمیتی نداشته باشد و در عوض رسوایی و خیانت کلینتون می تواند نقش عمده ای را در تغییر سهم آراء داشته باشد. به طوری که در آخرین رأی گیری ایالت های الکترال متوسط نتایج در ایالت کلیدی اوهایو حاکی از موفقیت ترامپ با ۸/۴۶ درصد در برابر کلینتون با ۳/۴۴ درصد می باشد.

اکنون جا دارد دومین سوال مطرح شود. اگر دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود چه اتفاقی می افتد؟

حدود شش ماه قیل اگر کسی از پیروزی احتمالی وی سخن می گفت، بیش تر مردم می خندیدند. بعد از مدتی وقتی در میان تحلیل گران پیروزی احتمالی ترامپ مطرح می شد، بیش تر افراد چنین جمله ای را بیان می داشتند. “خدا نکند!”

اکنون شرایط به قدری به جدیت روی آورده است که حتی غالب سیاسیون هم دچار سر در گمی بوده و نمی توانند گمانه زنی کنند. آنچه که در شرایط کنونی محرز است این که چه ترامپ برنده انتخابات باشد یا کلینتون چیزی از رویکرد سیاسی دولت آمریکا و توسعه طلبی دولتمردان آن کاسته نخواهد شد. اما چنانچه ترامپ پیروز شود، بسیاری از مسایل آن طور که قابل ارزیابی است، غیرقابل تشخیص خواهد شد. گرچه بسیاری از افراد بر این عقیده اند که مطبوعات آزاد، افکار عمومی اکثریت آمریکا در کنار تجربه های دموکراتیک و هم چنین سوپاپ های اطمینان و امنیت قانون اساسی اجازه لازم را به جنون سیاسی ترامپ نخواهد داد ولی تا به امروز آنچه که از سیمای سیاسی آمریکا در صحنه های رقابتی انتخابات دیده شده است، حاکمیت پوپولیسم عوام فریبانه ای (demogogic populism)  است که مشابه آن را در کشورهای جهان سوم و حتی در حال توسعه دیده ایم و موفقیت آن را تجربه نموده ایم. امروزه فضای سیاسی آمریکا نیز دچار همین ماجرا شده  و موفق هم بوده است.

فراموش نکنیم که جنگ ویتنام باعث شد که “پندار و باور غیر قابل شکست بودن آمریکا”  از بین برود. اکنون دونالد ترامپ نیز با تبلیغات و های و هوی خود چنان صحنه ای از جامعه آمریکا را به نمایش گذاشته است که نشان می دهد آمریکا نیز مثل سایر کشورها دچار خطای سیاسی و پنداری اجتماعی می شود و کشوری نیست که تصور شود در آن خطا و اشتباه رخ نمی دهد و عوام فریبی بازاری ندارد.

همان گونه که تمامی ملل دچار خطای سیاسی می شوند، طبیعی است که ملت آمریکا نیز همین خطا را در انتخاب ترامپ مرتکب خواهد شد. شاید هم، چنین حادثه ای چوب بی صدای خداوند باشد تا زمینه را برای فلاکت بزرگ قدرت طلبی و توسعه خواهی آمریکا فراهم گردد. محتمل است که با روی کار آمدن ترامپ با ادعاها و مانیفست های بیان شده، موجب برهم خوردن توازن سیاسی و مناسبات در روابط بین الملل خواهد شد. شاید برخی از کشورهایی که با اوباما در رسیدن به اهدافشان مشکل داشتند، از ناحیه ترامپ مورد حمایت قرار گیرند ولی فراموش نشود که فلاکت این رفتار بسی فراتر از حضور ترامپ در کاخ سفید خواهد بود.

آنچه امید می رود این است که، ترامپ بر روی یک مدار نیست. معلوم است هر آنچه بیان می دارد بر حسب شرایط و زمان بوده و از سوی مشاوران طرح می شود. چنین فردی نمی تواند سیاست خردورزانه را پیش گیرد. امید که وی پیروز نشود! زیرا انتخاب بد از بدتر منطقی تر است.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

 

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.