آخرین خبرها

آیا به راستی جنگ بزرگ جهانی در راه است؟!

هر روز که می گذرد، آشفتگی سیاسی- نظامی در پهنه جهان بیش تر حس می شود. انگار جهان با تمام سرعت و سیاسیون و استراتژیست های موجود در کشورهای مختلف و به خصوص کشورهای قدرتمند در رقابت برای ایجاد بحران فراگیر جهانی و بروز ناامنی و جنگ در سطح جهان با هم رقابت می کنند.

رقابتی است که صرفا به خاطر بالا بردن پتانسیل های اقتصادی، چیرگی نظامی و تلاش برای تسلط بر شاهرگ های حیاتی جهان سیاست جهت به کرسی نشاندن خواسته های خود شکل عینی به خود می گیرد!

اشتولتنبرگ، دبیر کل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در اجلاس وزرای دفاع کشورهای عضو ناتو در اواخر هفته گذشته اعلام کرد که ناتو بعد از این قدرت و حاکمیت خود را در دریای سیاه افزایش خواهد داد.

وی با اشاره به این که ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، کانادا و آلمان در ماه های نخست سال آینده (۲۰۱۷) قول داده اند که رهبری نیروهای چندملیتی را در منطقه شرق بر عهده بگیرند؛ از حاکمیت و افزایش توان ناتو در شرق اروپا و مخصوصاً دریای سیاه سخن به میان آورد. وی در تمسک به حرکت سیاسی- نظامی روسیه گفته است که: “ما از رفتارهای روسیه سخت نگران هستیم. مذاکرات میان روسیه و غرب پیوسته موجب بالا رفتن تنش و افزایش فشارهای سیاسی می شود. چنین مسئله ای برای کشورهای عضو ناتو نگران کننده است. البته سعی بر این داریم که به زودی میان سفرای کشورهای عضو ناتو و روسیه شورای هماهنگی را ترتیب بدهیم.”

با توجه به این اظهارات به نظر می رسد که رقابت شدید سیاسی، علی رغم ادعای به پایان رسیدن دوران جنگ سرد بار دیگر رو به تشدید است و می رود که با بهانه قرار دادن حضور روسیه در منطقه خاورمیانه فضای روانی جنگ سرد مجدد را ایجاد نمایند.

بدیهی است که منطقه دریای سیاه از دیرباز برای غرب و متفقین آن و مخصوصاً سازمان ناتو، بسیار مهم بوده است. اکنون اظهارات دبیر کل این سازمان در چنین مقطعی از زمان توجه برانگیز است. ناتو چندی است که با رهبریت کشور رومانی، اقدام به تشکیل نیروهای نظامی چندملیتی در دریای سیاه کرده است. اظهارات اخیر وی نشان می دهد که در پشت پرده مذاکرات و هماهنگی هایی در راستای تقویت نیروهای نظامی ناتو در دریای سیاه شکل گرفته است. با این که در میان نیروهای چندملیتی منطقه، نیروهای هوایی، دریایی و زمینی کشورهای کانادا، آلمان، هلند، لهستان، آمریکا و ترکیه حضور دارند، اما چنین ادعایی در زمانی بیان می شود که می رود یخ های میان ترکیه و روسیه آب شود.

گمان می رود که در شرایط کنونی تمامی اظهارات و بازی های سیاسی در منطقه بیش از آنکه جنبه نظامی با هدف راهبردی دفاعی باشد، بیش تر بسترسازی برای تأمین خاستگاه های اقتصادی است. چرا که رفاقت های کنونی میان کشورهای منطقه و حتی فرامنطقه ای منجر به رقابت شده است. آن هم رقابتی که خود نگران کننده است!

در همین راستا بد نیست به سخنان ولادیمیر پوتین در روز پنج شنبه گذشته در کلاب والدای اشاره ای داشته باشیم. وی در این اجلاس در سخنرانی طولانی خود به نکات بس مهمی اشاره داشته است. به طور مثال وی در میان اظهاراتش گفته است که: “برخی شرکای جهانی ما به دنبال حل بحران های جهان نیستند. متأسفانه گمانه زنی های آکنده از روح هیستریک کشورهای غربی باعث شده است که شایعات حمله روسیه به کشورهای دیگر بیان شود که این اظهارات فاقد هر گونه دلیل و برهان اساسی بوده و بی پایه هستند… ایالات متحده آمریکا تلاش می کند تا نظم نوین جهان را آن طور که مد نظرش است بر تمامی جهان تحمیل کند. طبیعی است که برای رسیدن به این هدف مشغول کردن مردم با چنین ادعاهایی کاری عادی است. احتمال حمله سایبری روسیه، بروز جنگ دوباره میان شرق و غرب و اظهاراتی مانند اینها نه تنها مشکلات مردم آمریکا را حل نخواهد کرد که بر مشکلات جهانی نیز خواهد افزود.”

ناگفته نماند که از هفته ها پیش، نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا بیش تر بر روی این اظهارات بازی کرده و به نظر می رسد که برخی از اظهارات در رابطه با بروز جنگ سرد، جوسازی برای به دور کردن رقیب از صحنه مبارزه انتخابی در آمریکاست. به نظر می رسد اتاق فکر متمرکز و هسته سیاست نظم نوین جهانی بر آن است که با جوسازی و نشان دادن خطرات ناشی از روسیه، موفق به نشاندن فردی بر صندلی ریاست جمهوری آمریکا باشد که بتواند روند پروژه را پیش ببرد.

ناگفته پیداست که به اظهار ناظران سیاسی خود آمریکا، انتخابات سال جدید در آن کشور پرهزینه ترین انتخابات بوده و در عین حال نامزدها در شرایطی هستند که گویی برای حاکمیت بر جمهوری ورشکسته سیاسی می خواهند رقابت نمایند. از این رو انتخاب بین دو نامزد آمریکایی، یعنی کلینتون و ترامپ چیزی را عوض نخواهد کرد.

شگفتی اینجاست که دامنه همین جوسازی به منطقه نیز نفوذ کرده است. به طوری که امروز بیان تغییر مرزهای سیاسی در خاورمیانه و ادعای ترکیه بر حاکمیت خود بر مناطق شمال عراق و سوریه با استناد به ماده ۱ عهدنامه میثاق ملی خود باز نشانه ای از فرافکنی سیاسی و ادعای پوپولیستی است. گرچه این اظهارات فاقد هر گونه وجهه قانونی و مغایر با اصل ۱ ماده ۱ منشور سازمان ملل و بند ۴ ماده ۲ همان منشور است و هم چنین ترکیه با امضای قرارداد لوزان به سال ۱۹۲۳ بر قبول مرزهای جغرافیای سیاسی کنونی خود صحه نهاده، اما بیان این از سوی مقامات عالی رتبه آن کشور دقیقاً شبیه ادعاهای دنیای غرب است که می رود از روسیه غول بسازد.

همان گونه که بیان حملات سایبری روسیه و یا بروز جنگ مجدد سرد میان غرب و شرق تنش زاست و موجب ناپایداری سیاسی- نظامی شده و در مقوله جامعه شناسی سیاسی نیز تأثیرات منفی به جای می گذارد، به مثابه همین تشبیه، ادعاهای مقامات ترکیه نیز در الحاق موصل، کرکوک، حلب و غیره نیز همان تأثیر منفی را خواهد گذاشت و گرنه این ادعاها به هیچ وجه عملی و شدنی نیست.

ولی آنچه که در این میان نباید فراموش شود این که، ترکیه علی رغم داشتن سال ها رابطه رفاقت آمیز با ایران، عراق و سوریه، امروز می رود مسیر رقابت سرد را ترجیح دهد. غافل از این که برای تثبیت موازنه سیاسی و برخورداری از برتری هژمونیک، نیازی به هم گرایی با پروژه نظم نوین جهانی نیست و الزامی برای  دورویی سیاسی وجود ندارد.

هنوز به یاد داریم که بعد از اعتراض بشار اسد به قرارداد انتقال انرژی ۱۰ میلیارد دلاری قطر، عربستان، سوریه، ترکیه و کنار کشیدن از این پروتکل در سال ۲۰۰۰ بود که منجر به طراحی عملی برای سرنگونی وی شد. در سال ۲۰۰۹ جنگ انرژی نیز منجر به آن شد که کشورهای حامی تروریست مصمم به تجزیه سوریه شوند. امروز هم برای منفعل کردن پروژه خط انرژی گاز میدان میانی  پارس جنوبی به مدیترانه شرقی که میان ایران، عراق، سوریه با همکاری روسیه و چین که چندی پیش به امضاء رسیده است، سعی می شود دامنه بحران در عراق و سوریه ادامه داشته باشد. و گرنه اظهارات کنونی مقامات ترکیه بیش از منطق، چیزی جز روح “الحاق گرایی” مسوولان آن کشور نیست.

»» دکتر قدیر گلکاریان
کارشناس خاورمیانه و تحلیل گر سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه خاور نزدیک- قبرس

 

نظرات: 0

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای *دار را پر کنید.